دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
معنی بیت 1
دير زماني است كه پيامي از محبوب نرسيده، كلامي ننوشته و سلامي نفرستاده است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
دير زماني است كه پيامي از محبوب نرسيده، كلامي ننوشته و سلامي نفرستاده است.
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
(با اينكه) چندين نامه برايش نوشته و فرستاده ام، اين شهسوار نه قاصدي روانه كرد ونه احوالي از ما پرسيد.
سوی من وحشی صفت عقل رمیده
آهوروشی کبک خرامی نفرستاد
(و) به جانب من مردم گريز و مهارخرد از دست داده، قاصدي تيز تك چون آهو و خوشخرام چون كبك روانه نكرد.
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد
(با آنكه) مي دانست كه مرغ دلم از دست رها خواهد شد، از زنجير دستخط خود براي آن مرغ پايبندي نفرستاد.
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
فرياد كه آن ساقي مست مغرور شيرين لب از خماريم آگاه بود و جامي به من حواله نكرد.
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
هرچقدر هم كه از كاربريها و هنرنماييهاي خود داد سخن دادم باز از هيچ مقامي از او خبري نرسيد.
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
حافظ ادب را مراعات كن. اگر شاه براي غلامي پيامي نفرستاد جاي بازخواست و اعتراض نيست.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
ديریست: مدتي است، دير زماني است.
شاه سواران: شهسوار، سواركار بيمانند، كنايه از لقب شاهشجاع (ابوالفوارس) كه توسط مادرش به او داده شده و به اين كنيه مشهور خاص و عام بود.
ندوانيد: نفرستاد، (صفت طي طريق سريع از ويژگيهاي پيك و قاصد خوب بوده است).
وحشي صفت: مردم گريز، گوشهگير.
عقل رميده: مهار عقل از دست داده.
خط چون سلسله: دستخطي كه به مانند زنجير سبب پايبندي و قرار دل ميشود.
سرمست: سرخوش، مغرور، مست و مغرور.
مخمور: در حالت خماري.
كرامات: جمع كرامت، بزگواريها، بخشندگيها و در اصطلاح صوفيه انجام كارهاي خارقالعاده است كه از مردان حق و اولياءالله ممكن است سربزند.
مقامات: جمع مقام، عنوانها و سمتها، و در اصطلاح صوفيه به مراحل سيروسلوك مانند مقام توكل، مقام رضا گفته ميشود.
واخواست: اعتراض، بازخواست، مطالبه.
وزن غزل: مفعول مفاعيل مفاعيل مفاعيل
بحر غزل: هزج مثمن اخرب مكفوف مقصور
*
اين غزل به هنگامي كه شاهشجاع از شيراز دور و درصدد تهيهساز و برگ و سپاهي به منظور حمله به شيراز بوده است سروده شده است (765- 767). حافظ دربيت دوم با آوردن كلمه (شاه سواران) كه به معناي ابوالفوارس، لقب شاهشجاع است از او ياد ميكند. مطلبي كه نبايد از نظر دور بماند اين است كه سرودن امثال اين غزل كه در غياب شاه صورت ميگيرد چه معنا دارد؟
شاعري چون حافظ، هنرمندي ايجازگو است و بيهوده لب به سخن باز نميكند. سرودن اينگونه غزلها دليل بر اين است كه درميان شيراز و شاهشجاع متواري پيك و قاصدي محرمانه در اياب و ذهاب بوده كه اخبار داخل شهر را به شاه ميرسانده و در پارهيي موارد هم از شاهشجاع پاسخ نامهيي يا دستوري به دست حافظ ميرسيده است. به نظر ميرسد كه حافظ به همراه نامهيي كه براي شاهشجاع ارسال ميكرده است غزلي هم روانه مينموده و با دقت در مفاد ابيات اين گونه غزلها، تا حدي ميتوان پي به روحيه شاعر و اوضاع آن زمانه برد. شاعر در ارسال اين غزل و نامه، توقع وصول دستخط شاه را دارد.
شاعر در بيت چهارم دل خود را به مرغ پرنده تشبيه ميكند كه براي نگهداري آن زنجير خط ونامه شاه را لازم ميداند. تشبيهدل به مرغرا نظامي در مخزنالاسرار چنين آورده است:
با قفس قالب از اين دامگاه
مرغ دلش رفت به آرامگاه
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.