رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 119 حافظ - دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 119 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

معنی بیت 1

دلی که مانند جام جمشید اسرار غیب را می نمایاند از اینکه لحظه یی انگشتری گم شود چه غم به خود راه می دهد .

2

به خط و خال گدایان مده خزینه دل

به دست شاهوشی ده که محترم دارد

معنی بیت 2

کلید اسرار دل را در اختیار فرومایگان خوش ظاهر مگذار. به دست شاه وارثی ده که آن را عزیز و محترم دارد.

3

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان

غلام همت سروم که این قدم دارد

معنی بیت 3

هر درختی نمی تواند بار جور پاییز را بکشد . بنده عزم و اراده سروم که این پایداری را دارد.

4

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست

نهد به پای قدح هر که شش درم دارد

معنی بیت 4

زمان آن فرا رسیده که هر کس شش درم پول خرد در اختیار دارد مانند نرگس در پای قدح نثار کند .

5

زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار

که عقل کل به صدت عیب متهم دارد

معنی بیت 5

( تو هم ) اکنون برای باده از دادن زر چون گل دریغ مکن و گرنه عقل کل تو را به داشتن صد عیب متهم می کند .

6

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان

کدام محرم دل ره در این حرم دارد

معنی بیت 6

کسی از اسرار پشت پرده آگاهی ندارد . افسانه سرایی مکن . کدام دل آگاه ِ روشن بینی به کارگاه خداوندی راه و از اسرار آن آگاهی دارد.

7

دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل

به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد

معنی بیت 7

دل من که پیوسته از عدم وابستگی و ترک علاقه دم می زند اکنون در آرزو و به امید شنیدن بوی زلف تو کارهای زیادی با نسیم صبح دارد.

8

مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری

که جلوه نظر و شیوه کرم دارد

معنی بیت 8

وقتی دلداری نیست که دارای زیبایی گیرا و بزرگواری و بخشندگی باشد خواسته های دل را از که بخواهیم

9

ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست

که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

معنی بیت 9

از گریبان خرقه حافظ چه بهره یی عاید ما می شود ؟ چرا که ما در جستجوی خداییم و او در گریبان خود بت دارد.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 119

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

جام جم : جام جمشید، جام گیتی نما، جام جهان نما و در اصطلاح صوفیه به دل و روح عارف تعبیر می شود .
غیب نما: نمایاننده اسرار غیب ، نمودار کننده مکنونات.
خاتم : انگشتری.
دمی : لحظه یی ، مدت کوتاهی.
خط وخال: موهای نورسته بر چهره و خال صورت ،کنایه از زیباییهای چهره.
گدایان: فرومایگان.
خزینه: خزانه، مخزن ، گنجینه.
شاه وش : شاه مانند،شاه وارث ، بزرگزاده
قدم داشتن : ثبات قدم داشتن ، پایداری داشتن
طرب :شادی
شش درم : شش درهم ، شش واحد پول نقره خرد و اعشار یک دینار طلا، کنایه از پول خُرد وناچیز .
عقل کلّ:عقل اول ، عقل کامل ،آنچه در بدو آفرینش توسط خدواند آفریده شده ، اول ما خلق الله العقل. متّهم:گمان بد برده شده،نسبت گناه و عیب به کسی که دارا نباشد دادن ، بهتان واردآوردن.
سرغیب:راز مکشوف، راز ناپیدا .
تجرّد: بی پیرایه ، عدم وابستگی به علایق دنیوی ، گوشه گیری.
به بوی: به امیدِ.
جلوه نظر: نگاه گیرنده و جذاب ، کرشمه ولطف نگاه.
شیوه : راه وروش ، راه و رسم.
جیب: گریبان.
طرف بستن: بهره بردن ، فایده بردن.
صمد:یکی از نامهای خدای تعالی.
صنم: بُت ، کنایه ازمحبوب ماه پیکر

توضیحات غزل

وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل : مجتّث مثمّن مخبون اصلم
*
در مدت کوتاهی که شاه محمود بر شیراز مسلّط و شاه شجاع متواری بود حافظ غزلهای زیادی بر تشجیع شاه شجاع و به طرفداری از او سروده است
مانند غزل:
کرشمه یی کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق بازار سامری بشکن
این غزل نیز در دلداری و تشویق و تشجیع شاه شجاع سروده شده است . شاعر در بیت نخست در تشبیه زیبایی به شاه شجاع می گوید: صاحب آن دلی که چون جام جمشید از اسرار اینده آگاه است مانند سلیمانی است و از اینکه برای مدت کوتاهی انگشتری اسم اعظم او مفقود شده باشد غصّه یی به دل راه نمی دهد. منظور شاعر این است که اگر موقتاً حکومت از دست تو به در رفته است سلطنت را در اختیار فرومایگان مگذار که این امانت بایستی در دست کسی باشد که صفات شاهانه داشته باشد تا بتواند آن را به خوبی اداره کند و دربیت سوم می گوید:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاونر می خواهد و مرد وکهن
و محمود مردجهانداری نیست .
در بیت چهارم راه و چاه کار را به شاه می نمایاند و می گوید همانطور که گل نرگس در این فصل بهاری شش گلبرگ سفید خود را به مانند شش درم پول خرد در پای پیاله ریخته و نثار پای قدح نموده است اکنون وقت آن است که تو هم نقدینه و طلا و پولی که در اختیار داری در راه قدح آمال و آرزوی خود یعنی در راه باز پس گیری سلطنت خرج نمایی و در بیت پنجم در تأیید تمثیل بالا می فرماید که از خرج کردن پول دریغ مورز و گرنه فرصت از دست می رود و هر عاقل با تجربه یی بعدآًتو را شماتت می کند و در بیت ششم راه خیالهای موهوم را نیز بر او می بندد و می گوید مبادا فکر کنی که نصیب و قسمت چنین بوده و از مجاهدت دست بر داری که اینها قصه است و واقعیت امر این است که نه پیش نسخه جریانات روزگار آنطور که دست بشر در تعبیر آن مدخلیّت نداشته باشد . نوشته شده و نه کسی آنجا بوده و دیده که چنین ادّعایی بکند . این مطلب ما را به عمق دهلیزهای قلب حافظ راهنمایی می کند . حافظ هر جا که می خواهد از می خوارگی وعیش و نوش و اهمال در دستورات شرع از خود دفاع کند با آوردن جملات و تشبیهات جاذب ، جیری محض می شود . اما همین یک بیت کافی است تا ثابت کند که این شاعر صنعتگر چیره دست مردی واقع بین و به کُنهِ امور واقف وعارفی است که امور دنیا و خلقت را نه از دریچه دستورات شریعت بلکه از سبب و اسباب می داند که به حکم منطق هر امری به وسیله یی صورت عمل به خود می گیرد و کوتاه سخن آنکه حافظ باطناً دل آگاهی موحّد است که امور را بر پایه اسباب و دور از از مقدرات مقسوم می داند اما در راه اثبات آن موجب نمی بیند. بالاخره در بیت هفتم به شاه شجاع می گوید من که همیشه در فکر راحت طلبی و آسایش خیال خود بودم به خاطر تو و طرفداری از تو و به حکم وظیفه یی که به عهده دارم( و بر ما معلوم نیست که حافظ چه سمتی در دبار داشته که اینقدر مجاهدت به خرج می دهد) در حال حاضر صد جور مشغله و گرفتاری برای خود درست کرده ام در بیت هشتم می خواهد به شاه شجاع بفهماند که در غیاب تو شخص لایقی که بتوانم در پرتو او زندگانی راحتی داشته و از مال دنیا بی نیاز باشم و جود ندارد و بطوری که قبلاً کراراً گفته شد حافظ همیشه در بیت ماقبل آخر غزل خود از مقام ممدوح التماس دعای مادّی برای گذراندن زندگی خود در لباس کنایه و به صورت غیر مستقیم دارد تا کسی او را به امور مادّی گری متّهم نکند و بالاخره در مقطع کلام خودش ،خودش را تنفیذ می کند و از اینکه تا این پایه در راه دوستی و فداکاری شاه شجاع ( صنم) همت به خرج می دهد دور از مقام یک عارف کامل می داند سخن آخر این که ، مضمون بیت دوم این غزل که شاعر مکنونات قلبی دل را به خزینه دل تشبیه کرده از نظامی اخذ کرده است . نظامی در لیلی و مجنون می فرماید:
گنجینه مده به هر گدایی ترسم که جهان کند خطایی

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

تو که خودت به همه چیز واقف هستی پس چرا غصه می خوری. کاری نکن که احترام خودت را از دست بدهی. سرمایه ی اندک تو تبدیل به بزرگترین سرمایه ها خواهد شد. و این بخاطر تدبیر و عقل خودت می باشد. تو از خدا طلب کن او هم به تو کرم می کند.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا