ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
معنی بیت 1
معشوق زيباروى سنگ دل كه بناگوشش،مانند نقره سپيد است،آرام و قرار و هوش و توان مرااز من ربوده است؛
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین دل سیمین بناگوش
معشوق زيباروى سنگ دل كه بناگوشش،مانند نقره سپيد است،آرام و قرار و هوش و توان مرااز من ربوده است؛
نگاری چابکی شنگی کلهدار
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش
دلبر زيباى چالاك و شادى كه صاحب شكوه و حشمت،و يار شوخ طبع و ماهرو و زيبايى كه قبا پوشيده است.[كله دار،يعنى صاحب كلاه،مجازا داراى شكوه و جلال.]
ز تاب آتش سودای عشقش
به سان دیگ دایم میزنم جوش
دلبرى كه از سوز آتش جنون عشق او،مانند ديگى(بر روى آتش)پيوسته در جوشم.
چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر مانند قبا او را در آغوش بگيرم،همانند پيراهنى كه او بر تن دارد،آسوده خاطر خواهم شد. [از آن رو پيراهن يار را آسوده خاطر ناميده،كه يار در درون آن-و گويى در آغوش آن-است.]
اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش
حتى اگر استخوان هايم بپوسد،مهر تو از دلم بيرون نخواهد رفت.
دل و دینم دل و دینم ببردهست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
اندام زيباى يار،دل و دينم را ربوده است!
دوای تو دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش
اى حافظ دواى درد تو،فقط لب شيرين اوست![تكرار برو دوش،دل و دين،دواى تو و لب نوش،همه،براى تأكيد است.] **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
سیمینبناگوش: دارای گوش و کنارِ چهرهٔ سپید؛ شنگ: شوخ و دلربا؛ کلهدار: کلاهدار و صاحب شکوه؛ مهوش: ماهگون؛ سودا: عشق و خیال؛ نوش: شیرینی و گوارایی.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
غزل با ربوده شدنِ آرام و هوش آغاز میشود. دیگِ جوشان استعاره از بیقراری عاشق است و پیراهن و قبا آرزوی نزدیکی را نشان میدهند. تکرارِ عبارتها در دو بیت پایان، شدتِ شیفتگی و حالتِ ترانهوار شعر را افزایش میدهد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.