ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
معنی بیت 1
ای کسی که رخسارت بهشت و لب سرخت چشمهٔ سلسبیل است، شیرینی لب تو جان و دل ما را در راه عشق بخشیده است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
ای کسی که رخسارت بهشت و لب سرخت چشمهٔ سلسبیل است، شیرینی لب تو جان و دل ما را در راه عشق بخشیده است.
سبزپوشان خطت بر گرد لب
همچو مورانند گرد سلسبیل
موهای سبزِ گرد لب تو مانند مورانیاند که دور چشمهٔ سلسبیل جمع شدهاند.
ناوک چشم تو در هر گوشهای
همچو من افتاده دارد صد قتیل
تیر نگاه تو در هر گوشه صد کشته مانند من بر خاک انداخته است.
یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
خدایا، آتشِ جان من را سرد کن، همانگونه که آتش را بر ابراهیم خلیل سرد کردی.
من نمییابم مجال ای دوستان
گر چه دارد او جمالی بس جمیل
دوستان، اگرچه او زیباییِ بسیار دلنشینی دارد، من مجالِ رسیدن و بهره بردن از آن را نمییابم.
پای ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
پای ما ناتوان و راه بسیار طولانی است؛ دست ما کوتاه است و خرما بر نخل بلند قرار دارد.
حافظ از سرپنجهٔ عشق نگار
همچو مور افتاده شد در پای پیل
حافظ از قدرت عشق محبوب، مانند مور در پای فیل افتاده و ناتوان شده است.
شاه عالم را بقا و عز و ناز
باد و هر چیزی که باشد زین قبیل
برای شاهِ جهان، پایداری، عزت، ناز و هر نعمت دیگری از این دست برقرار باد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
خلد: بهشت؛ سلسبیل: چشمهٔ بهشتی؛ سبیل کردن: بخشیدن و در راه دیگران نهادن؛ ناوک: تیر؛ قتیل: کشته؛ خلیل: ابراهیم؛ نخیل: نخلها؛ پیل: فیل.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
غزل از چشمهٔ بهشتیِ لب به آتشِ جان عاشق میرسد و سرد شدنِ آتش ابراهیم را یاد میکند. مثلِ دست کوتاه و خرمای بلند، دشواریِ رسیدن به مطلوب را نشان میدهد. تشبیه عاشق به مور در برابر فیل، اوجِ ناتوانی در برابر عشق است.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.