رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 341 حافظ - گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 341 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

معنی بیت 1

اگر من از ملامت بی مایگانی که ادّعای فهم می کنند و اهمه داشته باشم، نمی توانم به راه و روش بی خیالی و بی پروایی ادامه بدهم .

2

زهد رندان نوآموخته راهی به دهیست

من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

معنی بیت 2

اگر از رندان تازه کار زهد و پرهیزکاری دیده شود چندان عیبی ندارد اما مصلحت اندیشی و تظاهر به زهد من چه معنی دارد ؟

3

شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را

زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

معنی بیت 3

منِ قلندر را سلطان و سرکرده شوریده سران و شیدایان بدان چرا که در نادانی و کم عقلی از همه مردم دنیا جلوترم .

4

بر جبین نقش کن از خون دل من خالی

تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

معنی بیت 4

از خون دل من خالی و علامتی بر پیشانی خود بگذار تا همه مردم بدانند که من قربانی تو نامهربان بی رحم شده ام .

5

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا

تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

معنی بیت 5

برای خاطر خدا ! فقط گرایشی نشان بده و نزدمن درنگ و کنجکاوی مکن تا پی نبری که من که خرقه پوشیده ام چه قدر از عالم درویشی به دورم .

6

شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان

که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

معنی بیت 6

ای باد صبا، شعر خونبار مرا به آن محبوبی که با مژگان سیاه خود رگ حیات مرا مجروح و آزرده ساخت برسان .

7

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس

حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

معنی بیت 7

اگر من باده بنوشم یا ننوشم به کار کسی کاری ندارم. من نگهدار راز باده نوشی و شناسای قدرِ وقت خویشم .

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 341

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

مدّعی : داعیه دار، آنکه به ناحقّ ادّعایی داشته باشد .
اندیشیدن : به فکر فرو رفتن، دچار تردید و واهمه شدن، بیم داشتن .
شیوه : روش، طریقه .
رندی : بی پروایی، وارستگی از تعلقات و رسوم .
رندان نو آموخته : تازه رندان، رندان تازه کار .
راهی به دهی ست : راهی به جایی می برد، قابل قبول است، عیب و ایراد مهمی ندارد .
چه صلاح اندیشم : چرا صلاح اندیشی کنم، چرا مصلحت جویی کنم .
شوریده سر : قلندر بی قرار، آشفته حال، شیدا .
جَبین : پیشانی .
کافر کیش : نامسلمان، بی رحم نامهربان .
اعتقاد نمودن : حسن نیت نشان دادن، ارادت و تمایل نشان دادن .
تا درین خرقه ندانی : تا متوجه نشوی که در این خرقه …
که چه نادرویشم : که تا چه اندازه از درویشی به دورم .
شعر خونبار : شعری که بازگو کننده دل خونین و غم و اندوه درونی است .
رگِ جان : شاهرگ دل، رگِ حیات .
حافظ راز : نگهدارنده سرّ .
عارف وقت : داننده وقت .

توضیحات غزل

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
بحر غزل : رمل مثمّن مخبون اصلم
*
این غزل در وایل حکومت امیر مبارزالدّین سروده شده است. روی کار آمدنِ این سلطان، مواجه با تغییر سیاست دوره اواسحاقی و مراعات ضوابط شرع و در نتیجه باعث تغییر حالت و حفظ ظاهری آن هایی شد که در رعایت دستوراتِ شرع تسامح می ورزیدند چه نمی خواستند گرفتار شماتت و اذیّت و آزار ناهیان از منکر بشوند .
حافظ که یکی از طرفداران و نزدیکان به دربار ابواسحاق بود، در آن دوران، ایام پر دردسری را میگذرانید و زیر بار تهمت و هدف تیر ملامت بدخواهان بود .
این غزل بازگو کننده آن دگرگونی هاست که در احوال مردم شیراز در زمان امیرمبارزالدّین به عمل آمد .
۱- شاعر در مطلع غزل می فرماید اگر من هم مثل سایرین که نان را به نرخ روز می خوردند از شماتت مدّعیان شریعت واهمه یی داشته باشم نمی توانم شیوه مستی و رندی را به سر برسانم و
(وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری است رنجیدن)
۲- در بیت دوم شاعر به آن دار و دسته یی که ظاهر خود را تغییر داده و زهد و تقوای ساختگی را پیشه خود کرده اشاره نموده و می گوید بر این رندان تازه کار حَرَجی نیست که زیر پوشش زهد و تقوی به امر تقیّه می پردازند اما این کار در خور شأن رند کهنه کاری چون من (که شهره شهرم به عشق ورزیدن) نیست .
۳- شاعر در بیت سوم بر عقیده باطنی خویش پای استقامت می فشارد و می گوید من سلطان قلندران شیدایم و از همه، از لحاظ میزان خرد سهم کمتر و از عشق حصّه بیشتری نصیبم شده است .
۴- در این بیت به میزان مهارت و وسعت اطلاعات و سلاست و بلاغت شاعر در سرودن شعر پی می بریم :
می دانیم طبق رسوم و عادات پیشینیان برای بهبودی بیماری، اطرافیان بیمار گوسفندی را نذر و ذبح نموده و قطره یی از خون او را بر روی پیشانی بیمار به صورت علامت نهاده و گوشت آن حیوان را به فقرا می داده اند. همچنین گوسفند و شتر قربانی را که با رنگ حنا در پیشانی اش علامت گذاری شده، پیش از قربانی در کوچه و بازار می گردانیدند تا خلق از دیدن آن در مقام پرسش برآمده و بر احوال بیمار مورد نظر واقف و به حال آن بیمار دعا کنند .
از طرفی طبق رسوم و عادت هندوها هر دختری که به نامزدی و یا عقد دیگری درآید بر پیشانی خود خال قرمز رنگی می نهد تا وابستگی خود را به دیگری بنمایاند.
شاعر با در نظر گرفتن مراسم و عادات یاد شده بالا و اینکه قربان و کیش نام دو پهلوان اساطیری است و کیش به معنای تیردان و قربان = قُرمان به معنای کمان دان نیز آمده و علامه قزوینی به آن اشاره دارند، مضمون بالا را آفریده که می توان آن را شاهکاری بی نظیر به حساب آورد و شاهد کلام در این باره این بیت فردوسی است که می فرماید :
چه خوش گفت گرگین به فرزند خویش چـو (قـربانِ) پیکار می بست و (کیش)
شاعر در بیت پنجم و ششم از عقاید ملامی گری خود و جفای محبوب سخن گفته و در مقطع کلام بر باده نوشی خود مهر تأکید و تأیید زده و اظهار می دارد که شرابخواری او به کسی زیانی وارد نمی سازد و این یک دهن کجی به زهد فروشان دوره امیر مبارزالدّین است چنانکه در جای دیگر می فرماید :
مبوس جز لب ساقی و جام مــی حافظ که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
غزل به قلم علامه قزوینی :
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم شیوه مستی و رندی نرود از پیشم
زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را زان که در کم خردی از همه عالم بیشم
بر جبین نقش کن از خون دل من خالی تا بدانند که قربان تو کافرکیشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس حافظ راز خود و عارف وقت خویشم
غزل به قلم شاملو :
#####
غزل به قلم الهی قمشه ای :
#####
غزل به قلم عطاری کرمانی :
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم شیوه مستی و رندینروداز پیشم
زهد رندان نو آموخته راهی به دهیست من که بدنام جهانم چه صالح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بیسامان را زانکه در کمخردیاز همه عالم بیشم
برجبین نقش کن ازخون دل من خالی تا بدانند که قربان تو کافر کیشم
اعتقادی بنما و بگذربهر خدا تا درین خرقه ندانی که چه نادرویشم
شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان که زمژگاه سیه بر رگ جانزدنیشم
من اگر باد خورم ورنه چه کارمباکس حافظ راز خود رو عارف وقت خویشم

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

از راهی که می روی می خواهند منصرفت کنند. سرزنشت می کنند و می گویند آخر کار جز بدنامی چیز دیگری نیست. خدت هم بر سر دو راهی مانده ای و بی سر و سامان هستی. فکرت کار نمی کند. همه چیز را به خدا بسپار. او همه چیز را درست می کند و بر همه چیز واقف است و التیام دهنده ی دل پر خون توست.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا