دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
معنی بیت 1
دیشب با خود گفتم اندیشه های باطل شیفتگی دیدارش را از سر بیرون کنم . گفت زنجیر کجاست تا برای این دیوانه چاره یی بیندیشم .
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم
دیشب با خود گفتم اندیشه های باطل شیفتگی دیدارش را از سر بیرون کنم . گفت زنجیر کجاست تا برای این دیوانه چاره یی بیندیشم .
قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم
دوستان از راست میرنجد نگارم چون کنم
قد و بالای او را به سرو مانند کردم با تندی به من اعتراض کرد. ای دوستان چه کار کنم. محبوب من از حرف راست آزرده خاطر می شود .
نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار
عشوهای فرمای تا من طبع را موزون کنم
محبوب من مرا ببخش که سخنی ناسنجیده گفتم، ناز و ادایی کن تا من قریحه خود را برای سخن مناسب تری آماده سازم .
زردرویی میکشم زان طبع نازک بیگناه
ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم
بی آنکه گناهی کرده باشم از آن طبع زود رنج یار خجالت زده ام. ای ساقی جامی بده تا چهره زرد شرمنده خود را با آن گلگون کنم .
ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی
ربع را برهم زنم اطلال را جیحون کنم
ای باد ملایمی که به سوی منزل سَلمی (محبوب من) می وزی، برای خاطر خدا (به او بگو) تا کی خانه را در هم فرو ریخته و تپّه های به جامانده آن را با اشک چشم خود به رود جیحون مبدّل سازم .
من که ره بردم به گنج حسن بیپایان دوست
صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم
حال که من به گنجینه پایان ناپذیر زیبایی دوست دست یافته ام، می توانم صد گدایِ مانند خود را مثل قارون ثروتمند کنم .
ای مه صاحب قران از بنده حافظ یاد کن
تا دعای دولت آن حسن روزافزون کنم
ای ماه رخسار بی مانند روزگار، یادی از این بنده خود حافظ بکن تا من هم به آن دولت و اقبال زیبایی روز افزون تو دعا کنم .
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
سودا : سیاه، دیوانگی، اندیشه های باطل شیفتگی .
سرکشید : سرکشی کرد، روی گردانید، اعتراض نمود .
نُکته : لطیفه، سخن نغز .
عشوه : ناز و غمزه .
طبع را موزون کنم : قریحه را برای سخن سنجیده و به هنجار آماده کنم .
زردرویی می کشم : خجالت می کشم، احساس شرمندگی می کنم .
طبع نازک : طبع زودرنج، سرشت لطیف .
رَبع : سرا، محلّه، منزل .
اَطلال : تلِّ خاک باقی مانده از خانه خراب شده .
گنج حُسن بی پایان : حُسن به گنج زوال ناپذیر و تمام نشدنی تشبیه شده .
قارون : ثروتمند زمان حضرت موسی که چند نفر کلید مخازن گنج او را حمل می کردند و عاقبت بر روی آن همه ثروت از گرسنگی مرد .
صاحب قِران : صاحب طالع نیکو، خوش اقبال ، کسی که به هنگام ولادتش ستاره های سعدِ زُهره و مشتری در یک برج باشند و مجازاً به معنای یگانه و سرآمد روزگار .
از بنده حافظ : از این بنده حافظ .
وزن غزل : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر غزل : رمل مثمّن محذوف
*
سنایی : ای مسلمـانان نـدانم چـاره دل چـون کنم
یـا مگـر سـودای عشـق او ز سـر بیـرون کنم
*
تعداد غزل هایی که در زمان شاه شجاع و در طول مدّتی که روابط فیمابین حافظ و شاه چندان حسنه نبوده و از طرف حافظ سروده شده است کم نیست و همانطور که در شرح غزل 253 گفته شد حافظ همیشه منتظر فرصت مناسب برای نزدیک شدن به شاه شجاع است و انگیزه سرودن این غزل هایی که با شِکوه و گلایه و تقاضای غیر مستقیم مساعدت همراه است همه برای آشتی و باز گردانیدن آب رفته روابط حسنه به جوی است .
شاعر در این غزل نه از روی التماس بلکه در حالت بی تفاوتی، در شروع غزل می گوید دیشب به فکر افتادم که به یکباره همه روابط و آنچه در گذشته بین من و شاه شجاع اتفاق افتاده را به کنار نهاده و فراموش کنم، ندایی به گوشم رسید که این کار عاقلانه نیست و به دیوانگی می ماند .
شاعر در ابیات دوم و سوم و چهارم تلویحاً از جسارت و آنچه را که در گذشته سبب رنجش شاه شده است به نحو زیبایی معذرت خواهی می کند و معلوم می شود که یک نکته ناسنجیده روزی از دهان حافظ در آمده و سبب کدورت شاه شده است و در اینجا حافظ به اشاره از آن یاد می کند. چنانکه قبلاً در غزل 253 نیز به چنین رویدادی اشاره شده و در صفحه 71 ، 72 و 1395 سخن از این موضوع به میان آمده است شاعر در بیت آخر غزل با عنوان مه نامهربان و صاحب قران از شاه شجاع می خواهد که در ارسال وظیفه و مقرّری دچار فراموشی نشود!
در پایان همانطور که شادروان قزوینی یادآور شده اند حافظ در سرودن بیت پنجم این غزل مضمون امیر معزّی را بازگو کرده است که در قصیده یی می گوید :
ربـع از دلم پر خـون کنم اطـلال را جیــحون کنم
خـاک دمـن گلـگون کنم از آب چشـم خویشتن
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.