رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 489 حافظ - ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 489 حافظ

28 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی

در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی

معنی بیت 1

اي آنكه نور پادشاهي در چهره ات نمايان و انديشه هاي بسيار در معرفت خداشناسي، در فكر تو پنهان است.

2

کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشاده

صد چشمه آب حیوان از قطره سیاهی

معنی بیت 2

آفرين بر قلم تو كه از يك چكيده سياه مركّب، صدها چشمه آب حيات بر پهنه كشور و حوزه شريعت جاري ساخته است.

3

بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم

ملک آن توست و خاتم فرمای هر چه خواهی

معنی بیت 3

پرتو فيض بخش اسم اعظم خدا براي ديو كارساز نيست سلطنت و انگشتري از آن توست هرچه خواهي امر فرما.

4

در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید

بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی

معنی بیت 4

هركس در عقل و دانش حضرت سليمان ترديد كند مرغ و ماهي (بي عقل ها) بر عقل و دانش او مي خندند.

5

باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی

مرغان قاف دانند آیین پادشاهی

معنی بیت 5

هرچند بازِ شكاري هم گاهگاه كلاهكي بر سر مي گذارد اما راه و روش پادشاهي را سيمرغ ها و عنقاها و مرغان كوه قاف مي دانند.

6

تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب

تنها جهان بگیرد بی منت سپاهی

معنی بیت 6

آن شمشيري كه تيغه او از فيض آسماني آبدار و بُرَّنده شود به تنهايي و بدون منّت كشيدن از سپاهيان، دنيا را خواهد گرفت.

7

کلک تو خوش نویسد در شان یار و اغیار

تعویذ جان فزایی افسون عمر کاهی

معنی بیت 7

قلم تو چه خوب در حقّ دوستان دعاي طول عمر و درباره دشمنان جادوي كوتاهي عمر را نوشته و رقم مي زند.

8

ای عنصر تو مخلوق از کیمیای عزت

و ای دولت تو ایمن از وصمت تباهی

معنی بیت 8

اي آنكه ماهيت وجود تو از اكسير شرف و بزرگي تشكيل و دستگاه حكومت تو از آفت خرابي در امان است... .

9

ساقی بیار آبی از چشمه خرابات

تا خرقه‌ها بشوییم از عجب خانقاهی

معنی بیت 9

ساقي از چشمه خرابات و ميخانه آبي بياور تا با آن لكه هاي غرور و خودبيني را از خرقه هاي خود بشوييم.

10

عمریست پادشاها کز می تهیست جامم

اینک ز بنده دعوی، وز محتسب گواهی

معنی بیت 10

اي پادشاه، چندي است كه جامم از باده تهي است و بر اين ادعايي كه مي كنم محتسب شهادت خواهد داد.

11

گر پرتوی ز تیغت بر کان و معدن افتد

یاقوت سرخ رو را بخشند رنگ کاهی

معنی بیت 11

اگر نور شمشير تو بر معدن ياقوت بيفتد، از شدت ترس به چهره سرخ ياقوت، رنگ زردِ كاه خواهد نشست.

12

دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشینان

گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی

معنی بیت 12

اطمينان دارم كه اگر از نسيم سحري احوال بندگان را (مرا) بپرسي، بر بيچارگي شب زنده داران دلت به رحم خواهد آمد.

13

جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد

ما را چگونه زیبد دعوی بی‌گناهی

معنی بیت 13

آنجا که آذرخشِ نافرمانی حتی بر آدمِ برگزیده زد، چگونه ادعای بی‌گناهی به ما می‌برازد؟

14

حافظ چو پادشاهت گه گاه می‌برد نام

رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهی

معنی بیت 14

حافظ از آنجايي كه گاهگاه پادشاه نامي از تو مي برد، از بخت بد خود گله مكن و براي پوزش خواهي به سوي او بازگرد.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 489

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

انوار پادشاهي: فَره پادشاهي، فره كياني، فره ايزدي.
فِكْرَت: انديشه.
حكمت: دانش، معرفت.
حكمت الهي:‌ معرفت و دانش نسبت به مقام الهي، فلسفه خداشناسي.
كلك: ‌قلم، قلم ني، خامه.
باركَ الله: آفرين، خدا بركت دهاد (جمله دعايي).
گُشاده: روان كرده، جاري ساخته.
قطره سياهي: كنايه از مركّب.
اَهْرِمَن: اهريمن، ديو، شيطان.
اسم اعظم: بزرگترين نام خدا كه بر نگين انگشتري سليمان نبي حك شده بود.
خاتم: انگشتري.
حكمت سليمان: دانش و عقل حضرت سليمان.
باز: بازِ شكاري، عقاب كوچك كه براي شكار پرندگان تربيت مي شود.
كلاهي: كلاهكي كه به منظور پوشانيدن چشم باز به منظور تربيت او بر سرش مي نهند تا از صاحب خود و اسب و اطرافيان نهراسد.
مرغان قاف: عنقاها، سيمرغ ها.
فيض: عطا و بخشش و لطف.
دهد آب:‌ آب دهد، آبدار كردن تيغ به منظور استحكام آن به وسيله حرارت دادن و فرو بردن در آب سرد.
در شأن ... : در كار و مرتبتِ، دربارهِ ... .
يار و اغيار: ‌دوست و دشمن.
تعويذ: دعاي چشم زخم، حِرْزِ جان.
تعويذ جان فزا: دعاي نيكويي كه بر طول عمر مي افزايد.
افسون عمركاه: سحر و جادويي كه از عمر مي كاهد.
عنصر: مادّه وجود، اصل و ماهيت وجود.
مخلوق: آفريده شده.
كيمياي عزت: ‌(اضافه تشبيهي) اكسير عزت و بزرگي.
دولت: اقبال و نيك بختي و بخت.
ايمن: محفوظ.
صدمه: آفت.
پرتو: ‌نور، فروغ.
رنگِ كاهي: رنگِ زردِ كاه.
دعوي: ادعا.
محتسب: ‌مأمور نهي از منكر، بازدارنده از منكرات.
عجز: ناتواني، عدم قدرت و اِمكان.
عُجب: تكبر و غرور، خود بيني.
برق عصيان: (اضافه تشبيهي) صاعقه گناه و نافرماني، آذرخش گناهكاري.
آدمِ صفي: آدم ابوالبشر، آدم برگزيده خدا، آدمِ ممتاز.
چگونه زيبد؟ : چگونه زيبنده و شايسته است؟

توضیحات غزل

وزن غزل: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن
بحر غزل: مضارع مثمّن اخرب
٭
همام تبريزي:
اي آفتاب خوبان اي آيتِ الهي
حُسنِ ترا مسخر از ماه تا به ماهي
٭
سعدي:
نشنيده ام كه ماهي بر سر نهد كلاهي
يا سرو با جوانان هرگز رود به راهي
٭
كمال خجند:
آن شوخ، دي به راهي مي رفت همچو ماهي
در پيش و پس ز جانها با او روان سپاهي
٭
مير كرماني:
آنكس كه نيست ما را جز حضرتش پناهي
راي عنايت از ما پيچيد بي گناهي
٭
سلمان ساوجي:
اي در پناه چترت خورشيد پادشاهي
محكوم امر و نهي است از ماه تا به ماهي
٭
در فاصله دو سالي كه شاه شجاع از شيراز به دور و برادرش شاه محمود بر آن حكومت مي كرد، ارتباط ميان حافظ و شاه شجاع به وسيله نامه برقرار و شاعر بر طرفداري و عهد خويش پايدار بود تا آنكه پس از مقابله دو برادر، پيروزي از آن شاه شجاع شد.
اين غزل كه در واقع به صورت قصيده كوتاهي ساخته و پرداخته شده، به حكم تشريفات زمان، براي خير مقدم و ورود شاه به شيراز از طرف حافظ در دروازه سعادت آباد در حضور شاه قراءت شده است و تاريخ آن اواخر ذي قعده 767 هجري است.
اينك به نكاتي چند درباره بعضي از ابيات اين غزلواره مي پردازيم. شاعر در بيت سوم شاه محمود را با ديوي مقايسه مي كند كه موقتاً چند صباحي انگشتري حضرت سليمان را ربوده ليكن آخرالامر بار ديگر آن انگشتري به حضرت سليمان و صاحب واقعي آن بازگشته است. بيت پنجم اشاره به كلاهي دارد كه به عنوان چشم‌بند بر سرِ بازِ شكاري مي گذاشتند تا از سر و صدا و ديدن اسب و سوار آن نترسد و شاعر صاحب اين كلاه را زيبنده و لايق كلاهداري و سلطنت ندانسته و پادشاهي را در شأن مرغ قاف و شهباز و سيمرغ مي داندكه كنايه از شاه شجاع است، زيرا او در اشعارش خود را شهباز مي ناميد.
در پايان چنانكه شادروان قزويني مي نويسند در بعضي از نسخ اين غزل، اين بيت را علاوه دارد:
يا ملجاء البَرايا يا واهِبَ العَطايا
عَطفاً علي مُقِلِ حَلَّتْ بِهِ الدَّواهي
(اي پناهگاه مردم، اي بخشنده عطايا، بر اين فقير كه بر او مصائب سخت وارد شده است رحمت آور).
از آنجايي كه حافظ اين غزل را براي خير مقدم شاه شجاع سروده و برداشت كلام به نحوي است كه مي‌رساند در نظر داشته تا در فرصت مناسب آن را به صورت قصيده درآورده و تكميل نمايد. در فصل سوم اين كتاب در كنار قصيده ها نيز آمده است.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «اینک ز بنده دعوی و از محتسب گواهی». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

بخت و اقبال و سعادت همراه تو است. به زودی به کام و آرزوی خود می رسی. در هنگام توانایی و سعادت به نیازمندان خدمت کن تا به این وسیله از نعمت های خداوند سپاسگزار باشی. غرور و خودپسندی را از خود دور کن.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا