رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 490 حافظ - در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 490 حافظ

20 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

معنی بیت 1

در تمام ديرهاي مُغان، كسي چون من شوريده احوال نيست. خرقه ام در يك دير و كتاب و دفترم در دير ديگري به گرو باده رفته است.

2

دل که آیینه شاهیست غباری دارد

از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی

معنی بیت 2

دل كه به منزله آيينه (بازتابنده نور جمالِ سلطانِ كاينات) است كدر و تيره شده است. از خدا مي خواهم كه دوست روشن ضمير و دل آگاهي به من عطا كند.

3

کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش

که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی

معنی بیت 3

دست در دست زيباروي باده فروشي نهاده و توبه و تعهد كرده ام كه بعد از اين بدون حضور زيباي مجلس آرايي، باده ننوشم.

4

نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج

نروند اهل نظر از پی نابینایی

معنی بیت 4

اگر گل نرگس ادعاي همساني با شيوه ناز و اداي چشم تو كرد آزرده خاطر مشو، چشم صاحبان بصيرت هرگز به دنبال چشم نابينايي راه نمي افتد.

5

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

معنی بیت 5

مگر شرح اين داستان عشق را شمع با زبان آتشين خود بازگو كند وگرنه هرگز پروانه براي سخن گفتن ميل و رغبتي نشان نمي دهد.

6

جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر

در کنارم بنشانند سهی بالایی

معنی بیت 6

جويهاي اشك از ديدگان خود به سوي دامن، روان كرده ام تا شايد معشوق سرو قامتي را در كنار من بنشانند.

7

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست

گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی

معنی بیت 7

پياله كشتي مانند را شراب كرده بياور كه بر اثر فراق محبوب و اندوه دل، هر گوشه چشمم از اشك به صورت دريايي درآمده است.

8

سخن غیر مگو با من معشوقه پرست

کز وی و جام می‌ام نیست به کس پروایی

معنی بیت 8

با من كه معشوقم را از جان و دل مي پرستم از بيگانه سخن مگو زيرا به غير از او و جام باده به كس ديگري رغبت و توجه ندارم.

9

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت

بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی

معنی بیت 9

اين سخن كه سحرگاهان يك مسيحي با دف و ني بر در ميخانه اي مي گفت به خاطرم دلپذير افتاد:

10

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد

آه اگر از پی امروز بود فردایی

معنی بیت 10

اگر (اسلام و) مسلماني، همين است كه حافظ دارد (و اظهار مي كند) واي اگر بعد از امروز فردايي (فرداي قيامتي) در كار باشد.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 490

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

دَير: صومعه و عبادتگاه.
مُغان: مُغ ها، موبد زرتشتيان.
دير مُغان: آتشكده زرتشتيان كه موبد آنْ شراب به زائران مي نوشاند، كنايه از مجمع و محفل عرفا و اولياء حق.
شيدا: ديوانه از عشق، شوريده احوال.
خرقه: دلق صوفي.
آيينه شاهي: آيينه اي كه انوار و جمال سلطانِ عشق در آن نمودار است.
غبار: كدورت، تيرگي.
روشن رايي: روشن ضميري، مرشد و پيري روشن بين و مجرّب، دل آگاهي.
بزم آرا: زيباروي مجلس آرا.
لاف زدن: گزافه گويي كردن، ادعاي بي مورد كردن، خودستايي كردن.
شيوه چشم: طرز نگاه چشم، ناز و كرشمه چشم.
اهل نظر: صاحبان بصيرت، شيفتگان روي زيبا، نظربازان.
اين قصه: قصه عشق.
پروايي: ميل و رغبتي (در مصراع دوم بيت پنجم).
سهي بالايي: بلند بالايي، سرو قامتي.
كشتي باده: پياله و ظرف شراب خواري كه به شكل كشتي مي ساخته اند و از لحاظ ظرفيت از پياله‌هاي معمولي بزرگتر بوده است.
سخن غير: از غير و بيگانه سخن گفتن.
پروايي: ميل و رغبتي (در مصراع دوم بيت هشتم).
حديث: سخن تازه و نو.
خوش آمد: دلپذير افتاد.
ترسا: مسيحي، نصراني.
آه: (شبه جمله) واي، واويلا.
پيِ: به دنبال.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
بحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم
٭
جلال الدين مولوي:
1- سخن تلخ مگو اي لب تو حلوايي سر فرو كن به كَرَم اي كه بر اين بالايي
2- گر گريزي به ملولي ز من سودايي روكشان، دست گزان، جانبِ جان بازآيي
٭
خواجو كرماني:
اي سر زلف تو را پيشه سمن فرسايي وي لب لعل تو را عادت روح افزايي
٭
سلمان ساوجي:
چشم داريم كه دل بستگي اي بنمايي دل ما راست فرو بستگي اي، بگشايي
٭
كمال خجند:
قطره اي، قطره ز دريا چو به ساحل آئي گر به دريا برسي قطره اي از دريايي
٭
رفيع الدين مسعود:
ماه را رشك نمايد رُخَت از زيبايي سرو را نيزه دهد قامتت از رعنايي
٭
در نزد عارفان، اين غزل مقام و اهميت خاصي را دارد و هر بيت آن شرحي و دستاوردي.
شادروان قزويني در حاشيه اين غزل نوشته اند قاضي نورالله شبستري در مجالس المؤمنين، در حاشيه اين غزل نوشته اند: « قاضي نورالله شبستري در مجالس المؤمنين در مجلس هفتم در شرح احوال فاضل مشهور جلال الدين دواني متوفّي سنه 908 هجري گويد از جمله تأليفات وي شرحي است عرفاني بر اين غزل خواجه ».
حافظ پيش از آنكه تحت تأثير نكات عرفاني، چهره غزل خود را به اشارات عارفانه و صوفيانه آرايش دهد، تحت تأثير شيوه رفتار و گفتار عارفان ملامي در وزن و بحري مناسب و قافيه اي گوشنواز غزلي را ساخته و پرداخته كه باب طبع آزادگان و دلدادگان و ورد زبان همگان گرديده است و عجين بودن كلام حافظ به نكات عرفاني امري است كه در اكثر سخنان منظوم او مشهود است. احتمالاً همين توجه عموم سبب برانگيختن احساسات مخالفان از جمله شيخ زين الدين علي كلاه قاضي القضاه زمان شاه شجاع كه يكي از مخالفين و معاندين حافظ بود شده و براي اين مرد آزاد انديش پرونده ساخته كه النهايه منجر به تبعيد حافظ به يزد مي شود.
شادروان غني در تاريخ عصر حافظ مي نويسند: « ماجراي دو بيت آخر اين غزل را خواندمير صاحب حبيب السّير چنين نوشته است: روزي شاه شجاع به زبان اعتراض خواجه حافظ را مخاطب ساخته گفت هيچ يك از غزليات شما از مطلع تا مقطع بر يك منوال واقع نشده، بلكه از هر غزلي سه چهار بيت در تعريف شراب است و دو سه بيت در تصوّف و يك دو بيت در صفت محبوب و تلوّن در يك غزل خلاف طريقت بلغاست. خواجه حافظ فرمود: …مع ذالك شعر حافظ در آفاق اشتهار يافته و نظم ديگر حريفان پاي از ديواره شيراز بيرون نمي دهد. بنابراين كنايت شاه شجاع در مقام ايذاي خواجه حافظ آمده، به حسب اتفاق در آن ايام، آن جناب غزلي در سلك نظم كشيده كه مقطعش اين است:
گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد آه اگر از پي امروز بود فردايي
و شاه شجاع اين بيت را شنيده گفت: از مضمون اين نظم چنين معلوم مي شود كه حافظ به قيام قيامت قايل نيست و بعضي از فقيهان قصد نمودند كه فتوايي نويسند كه شك در وقوع روز جزا كفر است و از اين بيت اين معنا مستفاد مي گردد و خواجه حافظ مضطرب گشته نزد شيخ زين الدين ابوبكر تايبادي كه در آن اوان عازم حجاز بود و در شيراز تشريف داشت رفت و كيفيت و قصد بد انديشان را باز گفت شيخ گفت مناسب آن است كه بيت ديگر مقدّم بر اين مقطع درج كني مشعر به اين معنا كه فلاني چنين گفت تا به مقتضاي اين مثل كه نقل كفر، كفر نيست از اين تهمت نجات يابي. بنابراين، خواجه حافظ اين بيت را:
اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مي گفت بر در ميكده اي با دف و ني ترسايي
گفته و پيش از مقطع، در آن غزل مندرج ساخت.
هر چند اشخاصي بر اين گفته خواندمير شك و ترديد روا داشته اند ليكن از نوشته هاي آنان چنين بر مي‌آيد كه بيشتر درصدد توجيه فقهي اين مسئله و ابطال دلايل آنها بوده و اين موضوع نمي تواند دليل بر كذب نوشته مورخي باشد.
مضمون بيت ششم اين غزل را فخرالدين اسعد در ويس و رامين چنين آورده است:
تو سرو جويباري چشم من جوي چمنگه بر كنار جويِ من جوي
همچنين مضمون بيت هفتم اين غزل را خاقاني چنين سروده است:
در صف درياكشانِ بزم صبوحي جامِ چو كشتي كِش خرام برآمد

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

بسیار دلتنگ هستید و به دنبال کسی می گردید که درد دلتان را به او بگوئید ولی کسی را پیدا نمی کنید از غصه مثل شمع اب می شوید بدون اینکه پروانه ای پیش رویتان باشد. شاید یار از شما دور باشد ولی خدا با شماست و ندایی در دلتان می گوید که فردایتان حتما از امروزتان می باشد.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا