رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 52 حافظ - روزگاریست که سودای بتان دین من است

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 52 حافظ

16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

روزگاریست که سودای بتان دین من است

غم این کار نشاط دل غمگین من است

معنی بیت 1

دیر زمانی است که اشتیاق دیدار زیبارویان راه و روش من و هیجان و اضطراب این کار سبب شادی دل غمزده من است.

2

دیدن روی تو را دیده‌ی جان‌بین باید

وین کجا مرتبه‌ی چشم جهان‌بین من است؟

معنی بیت 2

چشمی که توانایی دیدن جان را داشته باشد، باید تا روی تو را تماشا کند و این ویژگی هرگز در چشم دنیابین من وجود ندارد.

3

یار من باش که زیب فلک و زینت دهر

از مه روی تو و اشک چو پروین من است

معنی بیت 3

یار و دلدار من باش که زیبایی آسمان و زینت این جهان به روی چون ماه تو و اشک چون پروین من وابسته است.

4

تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد

خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من است

معنی بیت 4

از آن روزی که عشق تو به من راه و رسم سخنوری و شاعری آموخت تحسین و تمجید من ورد زبان همه مردم شده است.

5

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

معنی بیت 5

ای خدایا دولت بی نیازی و خرسندی به من ارزانی دار که این بخشش و بزرگواری، سبب شکوه و شوکت واقعی من می شود.

6

واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش

زان که منزلگه سلطان دل مسکین من است

معنی بیت 6

ای واعظ (منافق) که با شحنه شهر طرح دوستی ریخته یی! به من فخرمفروش چرا که دل محقر من منزل و جایگاه پادشاه است.

7

یا رب این کعبه‌ی مقصود، تماشاگه کیست؟

که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

معنی بیت 7

خدایا! چه کسی به فیض دیدار اینقبله حاجت و منزلگاه مقصود نایل آمده که خار راه وصول به او برای من به مانند گل و نسرین است.

8

حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان

که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

معنی بیت 8

حافظ دیگر از شوکت و احترام خسروپرویز سخنی مگو که او غلام فدایی و جرعه چش شاه شیرین کلام من است.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 52

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

سودا: خرید و فروش، میل شدید و شوق زیاد نزدیک به دیوانگی،پیوسته اندیشه و خیال کسی را درسر پروراندن.
بتان: کنایه از زیبارویان، بت‌ها.
دین: راه و روش، کیش و آیین.
نشاط: شادی، هیجان، سرور.
زیب: زینت.
اشک چو پروین: کنایه از قطره‌های پشت سرهم و یکجای اشک.
ورد زبان: ذکر جاری بر زبان، حرف تکیه کلام.
دولت فقر: (اضافه تشبیهی) نیک بختی سالک طریق کمال، امکانات حاصله از تهی دستی توأم با عزت نفس.
ارزانی‌دار: ببخش، به آسانی دراختیار گذار.
کرامت: بخشش از روی بزرگواری.
حشمت و تمکین: شوکت و احترام، جاه و جلال، قوت و قدرت، شکوه توأم با قدرت و تسلط.
واعظ شحنه‌شناس: واعظی که با شحنه شهر دوست وسر و سر دارد.
کعبه مقصود: (اضافه تشبیهی) خواسته قلبی، مرکز آرزو.
مغیلان: خاربیابان.
جرعه کش: پیاله‌نوش، آن که پیاله می را یکباره سر می‌کشد، غلام فدایی شاه که پیش از شاه از پیاله شراب او کمی و جرعه‌یی می‌نوشد تا در صورت سمی بودن آن اثر سم در وجود او ظاهر و اگر شراب مسموم است بر شاه معلوم گردد تا شاه از خوردن آن انصراف حاصل کند، جرعه چش.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون مقصور
*
این غزل در مدح شاه شجاع و در زمانی سروده شده است که اشتیاق و رقابت به نزدیکی دربار او در ضمیر باطن حافظ و رقیب صوفی مسلک او شیخ علی کلاه شدت داشته است.
شاعر در بیت اول اشتیاق دیرینه خود را نسبت به شاه بازگو می‌کند و در بیت دوم چکیده یک مبحث فلسفی یونان قدیم را در مضمون شعر خود می‌گنجاند. در یونان قدیم فلاسفه، عالم وجود را از دو قسمت ماده و معنا متشکل می‌دانستند که دنیا مظهر ماده و روح نشانه معنا بود. به عبارت دیگر جهان مادی را جسم و خدا را به منزله روح آن تصور می‌کردند. حافظ در این بیت می‌گوید که برای دیدن روی جان‌بخش تو احتیاج به چشمی است که قادر به دیدن روح وجان باشد و چشم جهان‌بین و ماده‌نگر من چنین قدرت و مرتبت را ندارد. در ضمن اشاره‌یی است به آیه شریفه ۱۰۳ سورة انعام: لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر.
دربیت پنجم شاعر در حق خود دعا کرده از خداوند می‌خواهد که به او دولت فقر و بی‌نیازی عطا کند تا محتاج به حاکمان وسلاطین زورگو نباشد و این موضوع که در وسط غزلی که به منظور مدح پادشاهی طراحی شده، حافظ از خدای خود دولت فقر و بی‌نیازی طلب می‌کند، دل‌نگرانی او را از امور مادی معیشت از یکطرف و عزت نفس او را از طرف دیگر می‌رساند واین خود دلیلی است براینکه حافظ از گفتن تملق بیزار است و ضرورت موقعیت، او را وادار به تعریف در پرده ایهام می‌کند.
در بیت ششم اشارتی به شیخ علی‌کلاه یعنی رقیب و مخالف خود دارد که درصدد نزدیک شدن به مرکز قدرت است. حافظ دراین بیت هم حالت نگرانی خود را از این رقیب و هم حالت بی‌اعتنایی خویش را بیان می‌دارد و چنین اشاره و مضمونی درباره این صوفی متظاهر در غزلی دیگر نیز آمده است.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «دیدن روی تو را دیده جان بین باید / وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است»؛ «یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

دیگر خسته شده ای. صبرو قرار نداری از سرگردانی خسته ای و این باعث دل شکستگی تو شده است. فقر و بی پولی عذابت می دهد. مقصود و مراد تو همان ثروت است که برای رسیدن به آن خود را به هر آب و آتشی می زنی. نترس روزی خواهد رسید که همه ی مردم تو را تحسین کنند و از تو کمک می خواهند.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا