رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 136 حافظ - دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 136 حافظ

20 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد

تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

معنی بیت 1

دست در حلقه آن زلف خمیده و اعتماد بر پیمان تو و بادصبا نمی توان کرد.

2

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم

این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

معنی بیت 2

به هر اندازه سعی وکوشش دارم در راه رسیدن به تو کار می بندم اما چه می شود کرد که نمی توان سرنوشت را تغییر داد.

3

دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست

به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد

معنی بیت 3

دست ما با رنج و مشقّت فروان به دامن دوست رسیده ، با شماتت و جفای دشمن نمی توان آن را رها کرد.

4

عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت

نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

معنی بیت 4

چهره او را نمی توان به ماه آسمان تشبیه و دوست را با هر بی سروپای ولگردی مقایسه کرد.

5

سروبالای من آن گه که درآید به سماع

چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد

معنی بیت 5

آنگاه که یار خوش اندام خوش رفتار من به رقص در آید اگر جامه جان را برتن نَدَرَم چه ارزشی دارد.

6

نظر پاک تواند رخ جانان دیدن

که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

معنی بیت 6

با نگاه پاک می توان چهره جانان را تماشا کرد همانطور که چز در فضای پاک و با صفا نمی توان در آیینه نگریست و تصویری را دید .

7

مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست

حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد

معنی بیت 7

حلّ مسئله دشوار عشق در حیطه قدرت دانش ما نیست و دسترسی به این امرِ دقیق با دانش نارسای ما میّسر نمی باشد.

8

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن

روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

معنی بیت 8

این رنج حسد و حمیّت که تو مورد علاقه همه مردمی مر از پای در آورد اما پیوسته اوقات نمی توان با همه مردم به ستیزه برخاست.

9

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف

تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد

معنی بیت 9

چه بگویم که طبع نازک تو آنقدر لطیف و حسّاس است که زیر لب هم نمی توان زبان به دعایت گشود .

10

بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست

طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد

معنی بیت 10

دل حافظ سوای قبله و محراب ابروی تو به سوی دیگری توجه ندارد زیرا مذهب ما عبادت دیگری غیر از تو جایر نیست.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 136

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

زلف دوتا: زلف خمیده ، زلف دو بخش ، زلف منحنی.
نتوان کرد: نتوان زد ، نتوان فرو برد.
تکیه کردن: کنایه از اعتماد و پشت گرم بودن .
تغییر کردن : تغییر دادن ، عوض کردن.
قضا: سرنوشت آسمانی، حکم الهی ازلی که تا ابد تغییر ناپذیر است.
صد خون دل: با خون دل خوردنِ بسیار ، با رنج و مشقّت فراوان.
فسوس: سرزنش ، استهزاء ، مسخرگی حیله و تدبیر.
به مَثَل: به عنوان مثال ، برای مثال و نمونه.
بی سروپا: ولگرد و دوره گرد ، کنایه از ماه بلند.
سرو بالا: قامت بلند ، کنایه از محبوب.
سماع: پایکوبی و دست افشانی و وجد و سرورر صوفیان ، کنایه از رقص.
چه محل: چه ارزشی ، چه جایِ نگهداری.
قبا کردن: از جلو نا پایین دریدن ، چاک دادن ِیخهِ جامه تا پایین ، منظور از جامه ، پیراهن است و سابقاً پیراهن ها جلو بسته بوده و از سر شانه تا یکطرف گردن شکافی داشته که با تکمه باز وبسته می شده است.
نظر پاک: نگاه بی آلایش و دور از حسِ شهوانی ، با چشم پاک.
مشکل عشق نه در حوصله دانشِ ماست: حلّ مسئله دشوار عشق در حیطه قدرت دانش و علم مانیست.
فکرِخطا: در اینجا منظور دانش و معلومات ناقص و نارساست.
نکته: جمع عربی آن نُکَت و به معنای سخن تازه و لطیف ودقیق.
غیرتم کشت: رشک و حسد و تعصّب مر از پای در آورد.
عربده: صدای ناهنجار از روی اعتراض برآوردن، ستیزه وتند خویی با فریاد اعتراض.
نازکی طبع: مزاج نازپرورده وحسّاس.
دعا: مدح و درود و درخواست از روی ادب.
طاعت: عبادت، پرستش.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل:رمل مثمّن مخبون اصلم مُسبغ
*
خواجو : پشت بر یار کمان ابرو ی ما نتوان کرد خویشتن را هدف تیر بلا نتوان کرد
قـامتـش را بـه صنـوبر نـتـوان خـوانـد ازآنـک نسبت سرو خرامان به گیا نتوان کرد
این غزل در زمان شاه شجاع و به هنگامی سروده شده که حافظ خود را به شاه نزدیک کرده و در راه تقرب به سلطان بین او وحاسدان رقابت و چشم و هم چشمی و سعایت بر قرار بوده است . حافظ این غزل را به استقبال از غزل خواجو، در بزرگداشتِ شاه شجاع سروده و با وجود اینکه به سلطان دسترسی داشته از اینکه شاعر تسلّط مطلق بر او پیدانکرده ووعده های سلطان بعضاً به مرحله عمل نمی رسیده است گله مند است. شاعر در بیت هفتم از اینکه نمی تواند باالصّراحه خواسته های خود را با شاه در میان گذارد و امید قبول قبول داشته دل نگران و از اینکه دیگران درصد نزدیکی به شاه برآمده و توّجه شاه را به خود معطوف داشته اند علناً در بیت نهم اظهارات غیرت و حسادت می کند و به این نکته اقرار دارد که کاری از دستم بر نمی آید و در بیت مقطع مراتب وفاداری خود را به شاه شجاع ابراز می دارد . در پایان ، مفاد بیت دوم اشاره یی است به مفاد آیه 43 سوره فاطر : فَلَن تَجِد لِسُنَّتِ اللهِ تَبدیلاً وَ لَن تَجِد لِسُنَّتِ اللهِ تَحویلاً پس هر گز روش خدا را تبدیل پذیر نخواهی یافت و هرگز روش خدا را تغییر پذیر نخواهی یافت.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

تقدیر را نمی توان عوض کرد. با چه می جنگی نمی توانی سرنوشت خود را تغییر دهی. البته تو نظر بدی نداری. با مردم هم سر جنگ نداشته باش. از خداوند طلب یاری کن و نیز هر کسی ار راه رسید نمی تواند رفیق شفیقی برایت باشد.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا