دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
معنی بیت 1
اي دل بسوز و بگداز كه از سوز وگداز تو كارها بر مي آيد . يك دعاي نيمه شب صد گونه بلا را دفع و برطرف خواهد كرد.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
اي دل بسوز و بگداز كه از سوز وگداز تو كارها بر مي آيد . يك دعاي نيمه شب صد گونه بلا را دفع و برطرف خواهد كرد.
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
سرزنش وناز يار زيبا رو را مانند عاشقان با ميل و رضا تحمّل كن زيرا يك غمزه وعشوه و رفتار شيرين اوتلافي صد بار بي مهري اورا خواهدكرد.
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
همه حجاب و موانع از عالم محسوس خاكي تا عالم بالا از پيش چشم كسي كه در خدمت صفا و جلا دادن جام جهان نماي قلب خود باشد برداشته خواهد شد.
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
عشق، طبيعي مهربان و صاحب نَفَس روح بخشي مسيحيايي است اما چون تو درد عشق نداري او چه كسي را معالجه كند؟
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
كارت را به خداي خود واگذار و اميدوار باش كه اگر مخالفان به تو رحم نمي كنند خدا به تو رحم خواهد كرد.
ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
ازاين بخت به خواب رفته دلتنگم . آيا مي شود كه سحر خيز بيدار دلي به هنگام نماز صبح در حق من دعايي بكند( تا بخت خفته من بيدار شود).
بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
حافظ ( در آتش دوري گداخت و نشاني وبهره و بويي از گيسوي يار نصيبش نشد. شايد باد صبا اورا به اين دولت راهنمايي كند.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
نياز : دعا ، تمنا و حاجت، احتياج
عتاب: ناز كردن ، خشمگيني ، سرزنش كردن ، ملامت كردن
كرشمه: غمزه ، ناز و رفتار دلبرانه با اشارت چشم وابروي، عشوه ، خشم تؤأم با ناز و ادا
عاشقانهبكش:مانند عاشقان با ميل ورضا تحمل كن
ملك :عالم ماده ، كنايه از اين دنيا ، عالم محسوسات
ملكوت: عالم معنا ، عالم غيب.
حجاب: پرده ، مانع ، روپوش.
جام جهان نما: جام جمشيد ، جام جم ،ر جام كيخسرو با نگاه كردن در آن هفت كشور را مي ديد و بعضي بر آنند كه دل كيخسرو صاف و فاقد حجاب بود و بينش وسيعي داشت ( به غزل 137رجوع شود. )و در اصطلاح عرفا : قلب انسان و محل تجلي عشق الهي .
طبيب عشق: ( اضافه تشبيهي ) عشق به طبيب تشبيه شده .
مسيحا: در زبان سرياني مسيح را مسيحا تلفظ مي كنند
مسيحا دم :دم ونفس مسيح كه مرده را زنده مي كرد.
با خداي خود انداز : به خداي خود واگذار كن .
مدعي :صاحب ادعا ي ناروا
بخت خفته: بنا به عقيده قدما بخت ودولت هر كس ممكن است ، خفته يا بيدار باشد و كسي كه بختش بيدار باشد . با دولت و خوشبختي قرين است.
بيداري :يك نفر بيدار .
فاتحه : سوره الحمد كه نماز با آن شروع مي شود ، آغاز .
وقت فاتحه صبح: به هنگام نماز صبح .
بوئي:اثر ونشانه يي ، رايحه يي.
دلالت: راهنمايي .
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون محذوف
*
گمان اين ناتوان بر اين است كه اين غزل محصول ايا م جواني حافظ مربوط به زمان حكومت شاه شيخ ابواسحاق است كه حافظ آرزوي تقرب به آن را در دل خود مي پروريده است و از مفاد و ايهام بيت پنجم چنين بر مي آيد كه شا عر رقيبي ، مانع نزديكي حافظ با دربار شاه بوده است و اين كه شاعر دربيت مقطع نامي از زلف يار مي برد اين احتمال را تقويت مي بخشد، زيرا شاه ابواسحاق داراي زلفهاي بلندي بوده و حافظ به آن ، در غزلهاي ديگر هم اشارتي دارد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.