رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 202 حافظ - بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 202 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

بود آیا که در میکده‌ها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند

معنی بیت 1

آيا ممكن است كه در ميكده ها را گشوده ، گره از كار فروبسته ما باز كنند؟

2

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

معنی بیت 2

اگر (عده يي) براي رضاي خاطرزاهد خودخواه بستند مطمئن باش كه( عده ديگري ) براي رضاي خاطر خدا باز خواهند كرد.

3

به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

معنی بیت 3

سوگند به دل پاك و ضمير روشن رندان كه باده نوشان بامدادي چه بسياري در ها بسته را با كليد دعا خواهند گشود.

4

نامه تعزیت دختر رز بنویسید

تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند

معنی بیت 4

در مرگ شراب ، تارهاي چنگ را ببريد تاهمه نوجوانان خادم ميكده گيسوان دوتاي خود را پريشان كنند.

5

گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب

تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند

معنی بیت 5

سو ك نامه شراب را بنويسيد ( و برخوانيد) تاهم پياله ها ، به جاي اشك، خون از نوك مژه ها جاري كنند.

6

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

معنی بیت 6

در ميخانه را بستند. اي خدا را ضي مشو كه در (برابر آن)در خانه ريا و فريب كاري باز كنند .

7

حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا

که چه زنار ز زیرش به دغا بگشایند

معنی بیت 7

حافظ، بزودي خواهي ديد كه از زير اين خرقه ريايي كه بر تن داري چگونه با قهر و غلبه رشته زنار را باز مي كنند (و بيرون مي كشند ).

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 202

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

بود آيا:آيا اميدي هست، آيا ممكن است ، آيا روزي مي رسد.
خود بين:خودخواه ، مغرور ، متكبر.
به صفاي دل رندان :سوگند به صفاي دل رندان.
صبوحي زدگان:نوشندگان شراب بامدادي.
مفتاح:كليد.
نامه تعزيت دختر زر بنويسيد:مرثيّه نامه شراب را بنويسيد ، تعزيت نامه شراب را نوشته و اعلام عزداراي كنيد.
حريفان: هم پياله ها.
گيسوي چنگ: تارهاي چنگ.
مغبچگان: بچه مغان ، نوجوانان مغ ميكده ها.
زلف دوتا بگشايند:زلف و گيسوي دو طرف سر خود را پريشان و دَرهَم كنند.
فردا: به زودي ، فرداي قيامت.
ببيني فردا:به زودي خواهي ديد، در قيامت خواهي ديد.
كه چه زنار:كه چگونه زُنّار.
به جفا:به قهر وغلبه.

توضیحات غزل

وزن غزل:فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل: رمل مسبغ مخبون اصلم مسبغ
*
فخر الدين عراقي: بود آيا كه خرامان ز درم باز آيي گره از كار فروبسته ما بگشايي
*
امير مبارزالدين ، اين مرد خشن و متعصب كه خود در ايام جواني شرابخوار بود پس از رسيدن به حكومت شيراز به حكم سياست و مردم فريبي ، دستور بستن ميخانه ها وخرابات را صادر و خلايق را به نماز جماعتكه خود در روزهاي جمعه امامت آن را به عهده داشت فرا مي خوانند تا طبقه روحاني و شيوخ و متوليان شريعت را كه از باز نمودن ميخانه ها در زمان شاه ابو اسحاق دل خوشي نداشتند راضي و همراه سازد . اين غزل را حافظ به اين مناسبت سروده و در دهان مردم انداخته ودر آن يك پيش بيني جالب نمده كه به حقيقت مي پيوندد.
حافظ در مطلع غزل خطاب به خود مي گويد: آیا ممكن است اين دارو دسته يي كه در ميخانه را بستند دوباره باز كنند وكار ما باده نوشان را سرو سامان بخشند؟ و بلافاصله در بيت دوم مي گويد همانطور كه اين دارو دسته براي رضايت خاطر يك مشت متشرّعين ريا كار در ميكده ها را بستند مطمئن باش كه دارو دسته ديگري مي ايند و براي رضاي خاطر خدا دوباره آن باز مي كنند. فاعل (بستند) با فاعل ( بگشايند) در اين بيت دو شخصيت است و نمي تواند يك نفر باشد زيرا معناي شعر دچار تزلزل مي شود و نمي توان تصور كرد كه حاكم متعصبي ، در ميخانه را براي خاطر زاهدببندد و بعد براي خاطر خدا باز كند. اين پيش بيني چند سال بعد به وقوعد پيوست وشاه شجاع آب رفته را به جوي برگردانيد . شاعر در بيت سوم به صفاي دل رندان و درويشاني چون خودش ، با ايمان تمام سوگند مي خورد كه باده نوشان بامدادي به هنگام دعا ونماز سحر، از سر صدق و صفا از خدا مي خواهند كه اين در بسته را دوباره باز كند و بازهم خواهد شد.
شاعر در بيت چهارم و پنجم در سلوك مرگ می ناب داد سخن داده و در بيت ششم كه ضرب المثل را يج و ورد زبان مردمان ، به هنگام بر خورد با حاكمان متظاهر و ريا كار است از خدا مي خواهد كه حالا كه ريا كاران در پناه مذهب در ميخانه را بستند تو هم راضي مشو كه در گشودن در خانه ريا موفقيتي حاصل كنند . و در بيت مقطع ، حافظ طبق روال احتياط و سنت استتار هميشگي، خود را به جاي طرف مقابل نهاده به خود خطاب مي كند كه اين خرقه كه براي تظاهر و مردم فريبي بر تن كرده و در زير آن رشته زنار بسته يي به زودي از تنت بيرون خواهند آورد تا رشته زنّار آشكار شده آنگاه با قهر و غضب آن را باز كرده و تو را مفتضح خواهند نمود . طرف خطاب شاعر در اين شعر ، امير مبارزالدين است و همانطور كه حافظ پيش بيني كرده بود پس از 4 سال حكومت توأم با سخت گيريهاي فراوان به دست فرزندش كور و از سلطنت خلع گرديد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

اگر می خواهی درهای حاجت به رویت باز شود از دروغ و ریا دوری کن. به صفای دلت و به خاطر دعاهایی که کرده ای درهای مراد به رویت گشوده شده و رقیبان و حسودان از ناراحتی خون گریه می کنند. نامه ای به دست تو خواهد رسید که عین مراد است. خداوند یار توست.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا