رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 331 حافظ - به تیغم گر کشد دستش نگیرم

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 331 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

به تیغم گر کشد دستش نگیرم

وگر تیرم زند منت پذیرم

2

کمان ابرویت را گو بزن تیر

که پیش دست و بازویت بمیرم

3

غم گیتی گر از پایم درآرد

بجز ساغر که باشد دستگیرم

4

برآی ای آفتاب صبح امید

که در دست شب هجران اسیرم

5

به فریادم رس ای پیر خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

6

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند

که من از پای تو سر بر نگیرم

7

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ

که گر آتش شوم در وی نگیرم

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 331

1) اگر با تیغ مرا بکشد دستش را نمی گیرم و اگر با تیر مرا بزند سپاسگزار او خواهم بود .
2) به کمان ابروی ما بگو که با تیر (مژگان) مرا بزند و از پای درآورد تا در مقابل دست و بازوی او بمیرم .
3) آنگاه که غم دنیامرا از پای درآوَرَد، به غیر از پیمانه شراب چه کسی مرا دستگیری خواهد کرد؟
4) ای خورشید صبح آرزوها سر برآور (و مرا رهایی بخش) که من در دست شب فراق اسیرم .
5) ای پیرخرابات به فریادم برس و با یک پیمانه شراب مرا جوان کن که پیرم .
6) دیشب به زلف های تو سوگند خوردم که سرم را از خاک پای تو بلند نکنم .
7) حافظ این خرقه و بالاپوش تقوی! را خود با آتش بسوزان تا آنگاه که من از آتش عشق شعله ور میشوم، در آن نگیرم .

معنی کلمات غزل

مِنَّت پذیرم : منتش را پذیرا هستم، از او ممنون خواهم بود .
ساغر : جام و پیمانه شراب .
آفتاب صبح امید : (اضافه تشبیهی) امید به آفتاب صبح یعنی خورشید تشبیه شده است .
پیر خرابات : پیر و استاد و مرشدی که در خرابات مأوا دارد، کنایه از انسان کامل .
خرقه تقوی : بالاپوش تقوی، کنایه از لباسی که به عنوان تظاهر و مردم فریبی بر روی سایر لباس ها پوشیده شده و از آن بوی ریا و ظاهر فریبی می آید .
گر آتش شوم : اگر به مانند آتش سوزان و گرم شوم .
در وی نگیرم : نمی توانم آن را گرم و شعله ور کنم، در آن نگیرم و آن رابسوزانم .

توضیحات غزل

وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر غزل : هزج مسدّس محذوف
*
همانطور که در صفحه 92-93 این کتاب اشاره شد، حافظ این غزل را در یزد سروده و روی سخنش با شاه شجاع است و در بیت چهارم، خواسته قلبی خود را که بازگشت شاه شجاع از کرمان به شیراز، و از طریق یزد است بازگو می کند تا در رفتن به شیراز با شاه هم رکاب گردد .
شاعر در بیت مقطع با به کار گرفتن صنعت التفات، خطاب به خود و به طور غیرمستقیم خطاب به ریاکاران می فرماید : این خرقه ریا و سالوس را که نام خرقه تقوی بر روی لباس های خود پوشیده یی از سر به درآور و به آتش بسوزان تا آتش من به آن سرایت نکند و آن را شعله ور ساخته در نتیجه تو را هم با خود بسوزاند. منظور شاعر این است که دست از ظاهر فریبی بردار تا آتش خشم من به هنگام شعله ور شدن آن را و در نتیجه تو را که در آن هستی با هم نسوزاند .
حافظ مضمون بیت چهارم خود را از نظامی گرفته که در خسرو و شیرین می فرماید :
بــرآی از کوه صـبر ای صـبح امید دلم را چشم روشن کـن به خـورشید

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

خودتان را مستحق زجر و عذاب می دانید چون خود شما به دنبال این کار رفته اید. امیدوارید دوباره همه چیز درست شود و دست غیبی شما را نجات بخشد. حاجتتان برآوردهمی شود و اطرافیانتان به یاریتان می شتابند. تقوی و ایمان خودتان را حفظ نمایید تا این زجر را کمتر حس کنید.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا