حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
معنی بیت 1
در حال حاضر صلاح خود را در این می بینم که به میخانه اسباب کشی کرده و در آنجا به خوشی اقامت گزینم .
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
در حال حاضر صلاح خود را در این می بینم که به میخانه اسباب کشی کرده و در آنجا به خوشی اقامت گزینم .
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم
(و) جام باده بنوشم و از دو رویان و ریاکاران فاصله بگیرم یعنی از میان همه مردم زمانه پاکدلی مانند جام می را به مصاحبت خود برگزینم .
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
(و) به جز شراب و کتاب دوست و همدمی نداشته باشم تا روی دغلبازان مدّعی دوستی را کمتر ببینم .
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم
اگر بتوانم دامن از وابستگیهای جهان برچینم، چون سرو با آزادگی در میان مردم سربلند خواهم شد.
بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
از بس در خرقه به گناه آلوده خود دم از پرهیزکاری زدم، از روی ساقی و شراب رنگین خجالت می کشم .
سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم
بعید است که این سینه تنگ من، توان کشیدن بار غم او را داشته باشد، این دل بی نوای من توانایی کشیدن این بار سنگین را ندارد .
من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همیبینی و کمتر زینم
چه رندِ خرابات باشم و چه زاهد شهر، سرمایهٔ من همین است که میبینی؛ حتی از این هم کمترم و ادعایی بیش از آن ندارم.
بنده آصف عهدم دلم از راه مبر
که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم
مرا دل نگران مکن . من غلام وزیر وقتم و اگر لب باز کنم او انتقام مرا از چرخ خواهد گرفت .
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم
گرد ستم های زیادی بر دلم نشسته، از برای خدا راضی مشو که چهره آیینه مانند دل مهرورز من تیره و کدر می شود .
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
حالیا : در حال حاضر، فعلاً، اکنون .
مصلحت وقت : آنچه در این زمان به خیر و صلاح است .
رَخت : اثاث البیت، لباس .
صُراحی : تُنگ شراب با گردنی دراز و تنگ .
ندیم : همدم .
دَغا : دغل، نادرست، حقه باز .
دامن در چیدن : دست و پای خود را جمع کردن، کنایه از گوشه گیری و کناره گیری اختیار کردن .
لاف صلاح : ادّعای پرهیزکاری و تقوی .
میِ رنگین : شراب سرخ، شراب زلال و روشن .
هیهات : ( شبه جمله ) بعید است، تأسّف می خورم .
مکدّر : کدر ، تیره .
آیینه مهر آیین : آیینه دل که رسم و آیین محبت را می شناسد .
متاع : کالا، جنس .
آصف عهد : وزیر وقت .
وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر غزل : رمل مثمّن مخبون اصلم
*
مبارزات و درگیری های امیر مبارزالدّین و شاه ابواسحاق سالیان درازی ادامه داشت و بارها بین آن ها جنگ درگرفت و به نحوی به مصالحه انجامید و چون امیر مبارزالدّین مرد جنگی و و حسابگر و خشن و پیگیر و شاه اینجو شخصی خوشگذران و بی سیاست بود در جنگ ها شکست می خورد . از جمله در سال 754 هجری شیراز به تصرّف امیر مبارزالدّین درآمده و ابواسحاق شبانه فراری شد .
حافظ این غزل را در بحبوحه آخرین جنگ ابواسحاق و امیر مبارزالدّین، در حال نومیدی ساخته و پیش بینی او این بوده که شاه اینجو بازی را به رقیب خود خواهد باخت و همانطور که شیوه این شاعر است که در ایام نومیدی و بحرانی همیشه در غزل های خود دم از بی وفایی روزگار و گوشه گیری می زند، در این غزل نیز چنین مضامینی را عنوان کرده است .
منظور شاعر در بیت ششم از ضمیر ( او ) شاه ابواسحاق است و مفاد این بیت پس از شرح کناره گیری از دنیا که در پنج بیت اول غزل سروده شده، نمی تواند مربوط به معشوقی باشد بلکه این بیت زبان گویای احساسات پاک حافظ به دوست قدیمی و شاه شیراز است و در بیت هفتم به درگاه خدا استغاثه می کند که نپسند اینگونه دلگیر باشم و در بیت نهم غزل را به نام وزیر وقت که عمادالدّین محمود کرمانی است به پایان می برد .
شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
اگر چنین چیزی ممکن شود که از مردم دنیا کناره گیری کنم، در آزردگی به مانند سرو از میان آنها سریر خواهم افراشت .
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.