صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست
معنی بیت 1
اي باد صبا اگر گذرات به سرزمين دوست افتاد از گيسوي عطرآگين او بوي خوشي بياور.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحهای از گیسوی معنبر دوست
اي باد صبا اگر گذرات به سرزمين دوست افتاد از گيسوي عطرآگين او بوي خوشي بياور.
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
سوگند به جان دوست كه اگر از جانب او پيامي براي من بياوري به شكرانه اين نعمت جان خود را نثار تو خواهم كرد.
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از در دوست
و هرگاه اجازه ورود و شرفيابي به بارگاه و حضور او را نداري از خاك راه او غباري به عنوان داروي بينايي براي ديدگان من بياور.
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
من بي نوا و آرزوي ديدا او!؟ اين امر محالي است. مگر اينكه او را در خواب ببينم.
دل صنوبریام همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
دل مخروطي شكل من از حسرت ديدار اندام چون صنوبر دوست مانند بيد به خود مي لرزد.
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
هرچند دوست براي ما ارزشي قائل نيست ما يك سر موي او را به عالمي نمي فروشيم.
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
چه مي شود اگر حافظ خوش آواز كه غلام و خدمتگزار آن دوست است، دلش از ديدار و از بند غم رهايي يابد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
نفخه: وزش بادي كه بوي خوش به همراه دارد.
معنبر: عنبرين، خوشبو.
جانبرافشانم: جان را نثار كنم.
بردوست: پيش دوست.
بار: اذن دخول، اجازه ورود و شرف يابي.
هيهات: (شبه جمله) بعيد است، محال است.
منظر: جايگاه نظر و ديدار.
منظر دوست: تصويري از اندام و شكل و شمايل دوست.
صنوبر: درختي از تيره مخروطيان يا ناژويان با نام لاتين ژوني پروس سابينا كه به علت مخروطي بودن تخم آن، به دل تشبيه ميشود و مانند سرو و كاج بلند است و با اندك نسيم برگهايش ميلرزد.
به چيزي نميخرد ما را: براي ما ارزشي قايل نيست.
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون مقصور
*
اين غزل در زمان شاه شيخ ابواسحاق و در فاصله زماني يكي از مسافرتهايش سروده شده و مفاد مطلع غزل بر اين مطلب گواهي دارد كه مدتي حافظ از شاه خبري و نامهيي دريافت نكرده است.
در بيت پنجم و در مصراع دوم ايهامي لطيف به چشم ميخورد. درخت صنوبر داراي سه ويژگي است: يكي ميوه و تخم آن به صورت مخروط مشابه شكل دل است و شعرا آن را به دل تشبيه كردهاند. ديگر برگهاي آن با اندك نسيمي مرتعش و لرزان ميشود و سوم اينكه داراي قدي بلند و رساست. شاعر در مصراع اول اين بيت دل خود را به صنوبر لرزان تشبيه نموده و در مصراع دوم سبب لرزش دل خود را از حسرت لرزشي ميداند كه درقد و بالاي چون صنوبر دوست افتاده و اين ايهامي است بر اين مطلب كه ابواسحاق در يكي از جنگ و گريزها ترسان و لرزان و متواري است. و ايهام اين بيت به خوبي اين موضوع را مدلل ميدارد كه آگاهي به شأن نزول غزلها و اشارات و ايهامات آن، لذت خواننده را دو چندان كرده و به طور وضوح نمونهيي از شاهكارهاي اين شاعر بزرگ را آشكار ميسازد.
یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخشهای متفاوت: «دل صنوبریم همچو بید لرزان است». این ضبطها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخهبرداری ثبت شدهاند؛ لزوماً همهٔ آنها ضبط نامعتبر نیستند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.