رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 212 سعدی - دوش بي روي تو آتش به سرم بر مي شد

غزل‌های سعدی را با جست‌وجویی ساده و خوانشی دلنشین مرور کنید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
غزل سعدی

دوش بي روي تو آتش به سرم بر مي شد

10 بیت · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دوش بي روي تو آتش به سرم بر مي شد

و آبي از ديده مي آمد که زمين تر مي شد

2

تا به افسوس به پايان نرود عمر عزيز

همه شب ذکر تو مي رفت و مکرر مي شد

3

چون شب آمد همه را ديده بيارامد و من

گفتي اندر بن مويم سر نشتر مي شد

4

آن نه مي بود که دور از نظرت مي خوردم

خون دل بود که از ديده به ساغر مي شد

5

از خيال تو به هر سو که نظر مي کردم

پيش چشمم در و ديوار مصور مي شد

6

چشم مجنون چو بخفتي همه ليلي ديدي

مدعي بود اگرش خواب ميسر مي شد

7

هوش مي آمد و مي رفت و نه ديدار تو را

مي بديدم نه خيالم ز برابر مي شد

8

گاه چون عود بر آتش دل تنگم مي سوخت

گاه چون مجمره ام دود به سر بر مي شد

9

گويي آن صبح کجا رفت که شب هاي دگر

نفسي مي زد و آفاق منور مي شد

10

سعديا عقد ثريا مگر امشب بگسيخت

ور نه هر شب به گريبان افق بر مي شد

ribbon-bottom

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا