رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 227 سعدی - کاروان مي رود و بار سفر مي بندند

غزل‌های سعدی را با جست‌وجویی ساده و خوانشی دلنشین مرور کنید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
غزل سعدی

کاروان مي رود و بار سفر مي بندند

10 بیت · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

کاروان مي رود و بار سفر مي بندند

تا دگربار که بيند که به ما پيوندند

2

خيلتاشان جفاکار و محبان ملول

خيمه را همچو دل از صحبت ما برکندند

3

آن همه عشوه که در پيش نهادند و غرور

عاقبت روز جدايي پس پشت افکندند

4

طمع از دوست نه اين بود و توقع نه چنين

مکن اي دوست که از دوست جفا نپسندند

5

ما همانيم که بوديم و محبت باقيست

ترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند

6

عيب شيرين دهنان نيست که خون مي ريزند

جرم صاحب نظرانست که دل مي بندند

7

مرض عشق نه درديست که مي شايد گفت

با طبيبان که در اين باب نه دانشمندند

8

ساربان رخت منه بر شتر و بار مبند

که در اين مرحله بيچاره اسيري چندند

9

طبع خرسند نمي باشد و بس مي نکند

مهر آنان که به ناديدن ما خرسندند

10

مجلس ياران بي ناله سعدي خوش نيست

شمع مي گريد و نظارگيان مي خندند

ribbon-bottom

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا