رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 102 حافظ - دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 102 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد

معنی بیت 1

ديشب، باد، از يار به سفر رفته به من خبري داد. من هم گوش دل به پيغام باد داده آن را باورمي‌كنم، هرچه مي‌شود بشود.

2

کارم بدان رسید که همراز خود کنم

هر شام برق لامع و هر بامداد باد

معنی بیت 2

كار من به جايي رسيده كه هرشب راز دل خود را با برق جهنده و هر بامداد با باد گذرنده در ميان مي‌نهم.

3

در چین طره تو دل بی حفاظ من

هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد

معنی بیت 3

دل حق‌ناشناس بي‌ملاحظه من درشكنج زلف تابدار تو جاخوش كرده و هرگز يادي ازجايگاه اصلي خود نمي‌كند.

4

امروز قدر پند عزیزان شناختم

یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد

معنی بیت 4

امروز پي به ارزش اندرز عزيزان درگذشته بردم خدايا! روان اندرزگوي ما را شاد گردان.

5

خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن

بند قبای غنچه گل می‌گشاد باد

معنی بیت 5

هرگاه ه باد در چمن برغنچه وزيده، آن را مي‌شكفت دلم به ياد تو افتاده و خون مي‌شد.

6

از دست رفته بود وجود ضعیف من

صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد

معنی بیت 6

جسم و جان ناتوانم در حال از دست رفتن بود كه باد صبحگاهان، با اميد دادن به وصل تو، جان تازه‌يي به تنم بازگردانيد.

7

حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد

جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد

معنی بیت 7

حافظ، پاكي سرشت تو سبب برآمدن آروزهايت مي‌شود. جانها فداي مردمان نيكو سرشت باد.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 102

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

آگهي: خبر.
دل به باد دهم: گوش دل به پيغام باد دهم، پيغام باد را باور دارم.
هرچه باداباد: هرچه پيش آيد خوش آيد.
كارم بدان رسيده: كارم بدانجايي رسيده.
همراز خود كنم: راز خود را با او در ميان نهم.
برق: جرقه، روشنايي، درخش، آذرخش.
برق‌لامع: برق درخشان، برق رخشنده، برق جهنده.
بي‌حفاظ: حق ناشناس، بي‌مروت، ناسپاس،نمك به حرام.
مسكن مألوف: جاي سكونت كه به آن انس گرفته شده باشد، وطن اصلي.
ناصح: نصيحت كننده.
قبا: جامه جلوباز برخلاف پيراهن كه جلو آن بسته است.
نهاد: سرشت، طينت.
نيكونهاد: نيك سرشت.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعيل فاعلات
بحر غزل: مضارع اخرب مكفوف مقصور
اين غزل پس از وصول خبري خوشحال كننده از شيخ ابواسحاق متواري سروده شده است. حافظ جمعاً در چهار غزل از يار سفر كرده ياد مي‌كند و در اين غزل در بيت ششم صراحتاً مي‌گويد من در تنگناي روحي و جسمي قرار گرفته بودم كه با وصول پيغام خوشحال كننده تو مبني بر بازگشت، روح تازه‌يي در كالبدم دميده شد و در بيت مقطع خود را سزاوار اين خوشبختي مي‌داند.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

یاد ایام قدیم دلت را شاد می کند. به یاد روزهایی می افتی که صبح و شام آزاد بودی. درد دل زیادی داری و به دنبال یک هم راز و هم سخن می گردی. خود را ضعیف می پنداری اما دلت قوی است. حالا می فهمی که نصیحت بزرگان چقدر باعث موفقیتت شده. تمام خاطرات با قید تاریخ روی قلبت حک شده است و تو تا آخر عمرت به نیک نامی و کامروایی زندگی می کنی.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا