رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 291 حافظ - ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 291 حافظ

14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

معنی بیت 1

ما بخت و اقبال خود را در این شهر امتحان کرده ایم، باید بار و بنهِ خود را از این مهلکه بیرون بکشیم .

2

از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم

آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

معنی بیت 2

از بس که ( در اثر پشیمانی) پشت دست خود را به (دندان) می گزم و آه (حسرت) می کشم، مثل گل آتش جای جای دست و بدن خود را قرمز کرده به آن آتش زدم.

3

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود

گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

معنی بیت 3

دیشب چه خوشم آمد، در حالی که گل روی شاخه گوش فرا داشته بود بلبلی چنین می سرود … :

4

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو

بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

معنی بیت 4

که ای دل خوش باش (و غصه نخور) که آن یار آتشین مزاج چه بسیار که از بختِ بدِ خود با چهره درهم و روی ترش به سر بَرَد .

5

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد

بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

معنی بیت 5

اگر مایلی که کارهای مشکل و آسان دنیا بر تو به سهولت بگذرد ز سست پیمانی و گفتن سخنان ناهنجار پرهیز کن .

6

وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون

آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

معنی بیت 6

اگر امواج رویدادهای زمانه تا به فلک هم سر بکشد، عارف رخت و لباس خود را از تری و آلودگی محفوظ نگاه خواهد داشت .

7

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام

جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

معنی بیت 7

حافظ! اگر پیوسته اوقات دسترسی به آرزوها آسان بود جمشید از تاج و تخت خود دور نمی ماند (از ضحاک شکست نمی خورد).

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 291

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

ورطه : بیابان بی راه و نشان، مُرداب گِل و لای، هرچیز هولناک و خطرناک، مهلکه، جای گرفتاری و هلاکت .
رَخت : بار و بنه، اسباب خانه .
بیرون کشید باید: بایدبیرون کشید .
دست گزیدن : کنایه از افسوس خوردن، اظهار پشیمانی.
لخت لخت : لکّه های قرمز روی پوست، پاره پاره، چاک چاک .
گوش پهن کردن : گوش فرا داشتن با دقت .
تُند خو : آتشین مزاج.
تندرو : تروشرو، اَخمو، با چهره در هم .
سخت و سست : دشوار و آسان، مشکلات و ملایمات .
عهد سست : پیمان بی دوام.
سخن های سخت : سخنان ناهنجار، گفتار ثقیل و سنگین .
موج خیز : محل ایجاد موج در دریا، ناحیه متلاطم دریا .
رَخت و پَخت : پخت از اتباع و مزاوجه رَخت است مانند کار و بار جهت تتابع و ترادف کلمه .
مراد : آرزو، خواسته .
میسر : سهل الحصول، به آسانی فراهم شدن .
مُدام : همیشه .

توضیحات غزل

وزن غزل : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل : مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور
*
اوحدی با قافیه دیگر:
1- با یـــار بی وفــا نتــوان گفت حال خویش آن به که دم فرو کشم از قیل و قال خویش
2- گــر بنگری در آیـنه روزی صــفای خویش ای بس که بی خـبر بدوی در قفای خویش
3- مَردی به هوش بودم و خاطر به جای خویش ناگاه در کمـــند تـــو رفتم به پای خویش
عبید زاکانی (با قافیه دیگر):
بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش درمانده ایم عاجز و حیران به کار خویش
*
زمانی که توارنشاه و شاه شجاع تصمیم به تغییر سیاست و دلجویی از علماء و مراجع روحانیت گرفتند، شیخ زین الدین کلاه را به منصب قاضی القضاتی منصوب کردند و این دشمن سرسخت حافظ شروع به پرونده سازی بر علیه شاعر صریح اللهجه و عارف و شجاع نمود و چون دستگیری و محکومیّت او محرز بود توسط تورانشاه و شاه شجاع پیشنهاد تبعید او به یزد شد تا در غیاب او مسائل حل شود. در خلال این مدت حافظ غزل های بسیاری سروده و از شاه و وزیر گلایه کرده و آخرالامر چون کار بر او سخت شده ناچار تن به مسافرت در می دهد و این غزل را این برهه از زمان می سراید .
این غزل بازگو کننده مکنونات قلبی حافظ در این موقعیت است. او می گوید : ما به این نتیجه رسیدیم که بایستی از شیراز بیرون رفت و جان به سلامت برد و من از بس در اثر ندامت پشت دست را به دندان گزیده ام دست هایم مثل برگ گل سرخ قرمز شده و این نشانی از تأسف بر رویدادهای گذشته زندگی سیاسی و اجتماعی اوست که ظاهراً منجر به شکست و تبعیدش شده است .
شاعر در ابیات سوم و چهارم با حالتی قهرانه و به صورت کنایه پیش بینی می کند که شاه شجاع به واسطه این تندخویی هایش در آینده گرفتار مشکلات و گرفتاری های زیادی خواهد شد و در بیت پنجم ظاهراً به صورت نصیحت و کلی گویی، لیکن در باطن خطاب به شاه شجاع می گوید که اگر می خواهی دنیا به کامت باشد از بدعهدی بپرهیز و از درشتگویی روی گردان باش آنگاه به حالت بی اعتنایی موقعیت خود را در بیت ششم چنین بازگو می کند که اگر امواج حوادث چنان سهمناک باشد که تا فلک هم سر بکشد، برای عارف خطری به حساب نمی آید و عارف قادر است که رخت از این مهلکه به سلامت به در بَرد. در پایان خطاب به خود می گوید که دنیا همیشه به کام نیست و زیر و رو دارد و بایستی با آن ساخت .
اجمالاً حافظ به تبعید می رود و در خلال مدت دو سال و کسری تبعید او شاه شجاع و تورانشاه تغییراتی در دستگاه داده و با تغییر پُست قضا و گرفتن از شیخ زین الدین کلاه و سپردن به مولانا بهاءالدین عثمان کوه کیلویه یی راه تبرئه و بازگشت حافظ را به شیراز هموار می سازند .

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

هیچکدام از راه هایی را که انتخاب کرده ای به هدف نرسیده است. باز هم تلاش کن بالاخره روزگار روی خوش خود را به تو نشان می دهد و دلت شاد می شود. زندگی را هر طور که بگیری می گذرد ولی یادت باشد با کسانی که به عهد خود پای بند نیستند پیمان نبند. رسیدن به مقصود برای تو دور نیست و مقامت نیز بالا می رود.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا