رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 389 حافظ - چو گل هر دم به بویت جامه در تن

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 389 حافظ

18 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

معنی بیت 1

هر لحظه با شنيدن بويت و به اميد ديدارت مانند غنچه گل پيراهن را از گريبان تا دامن چاك مي دهم.

2

تنت را دید گل گویی که در باغ

چو مستان جامه را بدرید بر تن

معنی بیت 2

گويي غنچه گل، تن تو را در باغ ديد كه مانند مي زدگانِ مست جامه را بر تن دريد.

3

من از دست غمت مشکل برم جان

ولی دل را تو آسان بردی از من

معنی بیت 3

من، مُشكل، از دست غم عشق تو جان به در بَرَم، اما تو دل را از من به آساني ربودي.

4

به قول دشمنان برگشتی از دوست

نگردد هیچ کس با دوست دشمن

معنی بیت 4

بر اثر گفته هاي نارواي دشمنان از دوست بُريدي. هيچ كس با دوست خود (مثل تو) دشمن نمي شود.

5

تنت در جامه چون در جام باده

دلت در سینه چون در سیم آهن

معنی بیت 5

تن تو در پيراهن (نازك) به مانند باده در جام (بلور) نمودار و دلت در سينه به مانند آهن در ميان نقره است.

6

ببار ای شمع اشک از چشم خونین

که شد سوز دلت بر خلق روشن

معنی بیت 6

اي شمع از ديده شعله ور و سرخ خود اشك ببار زيرا سوز و گداز درونت بر همگان آشكار شده است.

7

مکن کز سینه‌ام آه جگرسوز

برآید همچو دود از راه روزن

معنی بیت 7

چنين مكن وگرنه از سينه ام آه جانسوز، مانند دود از روزنه بيرون مي آيد.

8

دلم را مشکن و در پا مینداز

که دارد در سر زلف تو مسکن

معنی بیت 8

دلم را كه در سر زلف تو جاي گرفته است مشكن و زير پا مينداز.

9

چو دل در زلف تو بسته‌ست حافظ

بدین سان کار او در پا میفکن

معنی بیت 9

چون حافظ دل در سر زلف تو بسته و به تو وابسته است، بدين گونه كه با او رفتار مي كني به او و كار او بي اعتنا مباش.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 389

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

به بويت: 1- با استشمام بويت، 2- به اميد و انتظارت.
گويي: گوئيا، پنداري، مثل اينكه.
قول: گفته، كنايه از گفته ناروا و بدگويي.
برگشتي: روي گردانيدي، روي برتافتي، اعراض كردي.
مَكُن: كنايه از اينكه چنين مكن.
كار او در پا ميفكن: كار او را خوار و خودِ او را بي مقدار مشمار.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعيلن مفاعيلن فعولن
بحر غزل: هزج مسدّس محذوف
٭
مولوي: دل معشوق سوزيدست بر من
وز آن سوزش جهان را سوخت خرمن
٭
كمال خجند: شبي خواهم چو شمعش لب گزيدن
بدين قولم زبان بايد بريدن
٭
منوچهري: شبي گيسو فروهشته به دامن
پلاسين معجر و قيرينه گرزن
٭
سعدي: بكن چندانكه خواهي جور بر من
كه من دستت نمي دارم ز دامن
٭
اين غزل نيز در زمان شاه شجاع سروده شده و يكي از غزل هايي است كه نوش و نيش و تعريف و گلايه را با هم دارد و گلايه همان گلايه هميشگي است كه چرا شاه شجاع گوشش را به حرف هاي نارواي رقيبان او سپرده است.
با آنكه حافظ قزويني _ غني مبناي كار ما بوده و پاره يي اصلاحاتِ حافظ شناسان محترم ديگر را در آن تعميم و مدخلّيت داده ايم معذلك در پاره يي موارد مشاهده مي شود كه بيتي در غزلي در جاي خود ننشسته و در معنا ايجاد اخلال مي كند. به عنوان مثال در اين غزل ترتيب صحيح ابيات بايستي چنين باشد:
1، 2، 3، 5، 6، 4، 7، 8 و 9. در اين صورت مشاهده مي شود كه شاعر در چهار بيت نخستين به تعريف شاه شجاع پرداخته و در بيت پنجم (يعني بيت ششم اين دفتر) گريزي به مطلب خود زده خطاب به خود مي گويد كه اكنون سوز دلْ و سبب دلخوري تو از شاه بر همگان واضح و روشن شده است اشك خونين از ديدگان ببار، سپس در بيت ششم (بيت چهارم اين دفتر) خطاب به شاه مي گويد تو با بدگويي هاي دشمنانِ من از من كه دوست قديمي و مخلص تو بودم بُريدي و كسي ديگر اينگونه با دوستِ خود دشمني نمي كند و متعاقب آن مفاد بيت هفتم معناي خود را باز مي يابد به اين معنا كه شاعر خطاب به شاه شجاع مي فرمايد اينطور مكن كه آه جانسوز من مانند دود برخواهد آمد. و در بيت هشتم مي فرمايد من وابسته به تو هستم دل مرا مشكن.
يك نكته لطيف ديگر در مفاد بيت 8 و 9 اين غزل به چشم مي خورد و آن اينكه مضموني را كه حافظ در بيت هشتم آفريده و بازگو كرده است چنين احتمال مي دهد كه ايهام آن دستگير شاه شجاع نشود لذا بار ديگر در مقطع كلام همان مضمون را بازگو نموده و مي فرمايد كه (بدينسان كار او در پا ميفكن) و لبّ كلام و غرض از سرودن اين غزل هم در همين مطلب است كه (كارِ مرا در پا ميفكن). بدين ترتيب مشاهده مي شود يك شاعر با عزت نفس كه براي احقاق حق خود مجبور است از شاه تقاضايي داشته باشد تا چه حد از روي ظرافت مطلب را پرورش مي دهد به نحوي كه كمتر كسي متوجه تقاضاي باطني او مي شود.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «نگردد هیچ کس دوست دشمن». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

حاضرید برای رسیدن به نیات خود هر کاری بکنید. رسیدن به حاجات برای شما محال است ولی توکل به خدا کنید هیچ کار سختی نبوده که آسان نشود. از دوستانتان کمک بگیرید. دردتان را به دیگران هم بگوئید شاید به شما کمک کنند. دلتان نمی شکند و خدا نیز کمکتان می کند.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا