رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 397 حافظ - ز در درآ و شبستان ما منور کن

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 397 حافظ

24 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

ز در درآ و شبستان ما منور کن

هوای مجلس روحانیان معطر کن

معنی بیت 1

از دَرِ شبستان به درون خرام و خوابگاهِ ما را روشن و هواي مجلس اهل صفا و معني را عطرآگين ساز.

2

اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز

پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن

معنی بیت 2

(و) اگر عالم و فقيه ديني به تو اندرز داد كه عشق ورزي مكن، پياله يي شراب به او بده و بگو با اين دماغ خود را تر و تازه كن!

3

به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان

بیا بیا و تماشای طاق و منظر کن

معنی بیت 3

دل و جان خود را به چشم و ابروي يار سپرده ام (تو هم) بشتاب و بيا تا اين طاق ابرو و دريچه چشم را تماشا كني.

4

ستاره شب هجران نمی‌فشاند نور

به بام قصر برآ و چراغ مه برکن

معنی بیت 4

ستاره شب فراق در آسمان نوري ندارد. به بام قصر خود بيا و چراغِ ماهِ چهرهِ خود را برافروز.

5

بگو به خازن جنت که خاک این مجلس

به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

معنی بیت 5

به رضوان، خادمِ درِ بهشت بگو كه خاك اين مجلس را به عنوان تحفه و هديه به سوي بهشت ببر و به جاي عود در مجمر بسوزان.

6

از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم

به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن

معنی بیت 6

از اين كلاه صوفيانه و خرقه در عذابم. با يك عشوهِ صوفي كُش، مرا از دست آنها رهانيده و قلندر صفت كن.

7

چو شاهدان چمن زیردست حسن تواند

کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن

معنی بیت 7

از آنجايي كه زيبارويانِ باغ، فرودست و در مقام پايين تر از تو قرار دارند بر سمن و صنوبر چمن ناز و تفاخر كن.

8

فضول نفس حکایت بسی کند ساقی

تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

معنی بیت 8

ساقي! اين نفسِ فضول، داستان پردازي هاي زيادي مي كند. تو دست از كار خود برندار و مي در جام بريز.

9

حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال

بیا و خرگه خورشید را منور کن

معنی بیت 9

پرتو زیبایی تو خود حجاب چشمِ فهم شده است؛ بیا و خیمهٔ خورشید را با روشنایی خود نورانی کن.

10

طمع به قند وصال تو حد ما نبود

حوالتم به لب لعل همچو شکر کن

معنی بیت 10

طمع در شيريني وصال تو كردن از توانِ ما بيرون است. ما را به لب لعل و شكّرين خود حواله كن.

11

لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده

بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن

معنی بیت 11

از پياله جرعه يي بنوش، آنگاه آنرا به مستان واگذار و با اين كار ظريف، دماغ و حال مصاحبان را تر و و تازه كن.

12

پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان

ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن

معنی بیت 12

بعد از حضور لازم و گرايش به عيش و معاشرت با زيبارويان از كارهاي ديگري كه بايستي بكني، يكي اينكه شعر حافظ را از بر كُني.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 397

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

زِ دَرْ دَرا: از در به درون آي، وارد شو.
شبستان: خوابگاه، فضاي محدود و تاريك خانه كه محل خواب است.
هوا: فضا، هواي محوطه.
مجلس روحانيان: محفل پارسايان و اهل معني.
طاق: سقف،‌سقف منحني و محرابي،‌ كنايه از كمان ابرو.
مَنْظَر: نظرگاه، كنايه از چشم جانان.
ستاره شب هجران: ستاره‌يي كه در آسمان در شب فراق عاشق نمودار است.
چراغ بركردن: چراغ برافروختن، چراغ بركن به معناي چراغ برافروز.
خازن: خزينه دار، نگهبان خزينه.
جنّت: بهشت.
به تحفه: به عنوان تحفه، به عنوان هديه.
فردوس: بهشت.
مجمر: آتشدان، منقل آتش.
فضول: مداخله كننده در كار و هرزه‌درا.
فضولِ نفس: هرزه درائيِ نفس، نفسِ هرزه گو و مداخله گر.
فقيه: عالم به احكام شرعيّه فرعيّه، دانشمند علوم ديني.
دماغ: مغز.
دماغ را تر كن: خشك مغز مباش، كنايه از اينكه با شراب كام و لب و دماغ را تر كن تا از خشكي خلق و خوي برهي.
شاهدان: زيبارويان.
زيردست: پايين تر، مقامي پايين تر، فرودست.
كرشمه: ناز و عشوه.
جِلوه: خودنمايي.
مُزَوِجَّه: (اسم مفعول تزويج) كلاهي كه در لابلاي آن پنبه آكنده و ميان رويه و آستر آن يك لايه پنبه قرار مي دهند، كلاه مخصوص صوفيان.
كرشمه صوفي كُش: تاز و عشوه‌يي كه صوفي را از پاي در مي آورد.
قلندر: فرقه يي كه از ملامتيّه افراطي تر و آزاد‌ تر و وارسته ترند.
لبِ پياله ببوس: از لب پياله جرعه يي بنوش.
دقيقه: شيرين كاري، لطيفه، كار ظريف، نكته لطيف، زمان كوتاه.
مُعَنْبَر: خوشبو، با بوي عنبرين.
قندِ وصال: شيريني و شهد وصال.
مُلازمت: اشتغال، تكليفي كه آن را ضروري و لازم مي دانند، حضور الزامي.

توضیحات غزل

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون اصلم
٭
عماد فقيه: بيا و كلبه ما را شبي منوّر كن ميان مجلس ما همچو شمع سر بر كُن
٭
از آنجايي كه حافظ در سرودن غزل هاي با ظاهر عاشقانه تنها يك منظور ندارد، تمام همّ خود را مصروف مضامين صرفاً عاشقانه نمي كند، بلكه براي بازگو كردن چندين منظور و بالا بردن سطح انديشه و معنا در كلام، ساير خواسته هاي دروني خود را در غزل مي گنجاند. به عنوان مثال در اين غزل طرفِ خطاب شاعر كسي است كه محترم و داراي مقام و مرتبتي بالاتر از او در جامعه است كه شاعر از او دور و مشتاق ديدار اوست و از او مي خواهد كه بر بام قصر خود برآمده و روي خود را بنماياند.
شاعر به منظور بازگو كردن ساير مقاصد و نظريات خود با ساقي سر سخن را باز و او را به كار خود تشويق و از شنيدن قصه هاي بي سر و ته و اندرزهاي فقيه بر حذر مي دارد تا هم به محاسبات عقلاني و هم دستورات خشك زاهدانه فقيه دهن كجي كرده باشد.
اين مقصود و منظور و طرف صحبت حافظ كه صاحب قصر و بارگاه بوده و شاهدان و زيبارويان زمانه به پاي او نمي رسند كسي جز شاه شجاع نيست كه پادشاهي عيش و نوش طلب و در جاي خود دست و دلبازتر از ديگر شاهان آل مظفر بود. به همين سبب شاعر در ابيات نهم و دهم اين غزل به طور غيرمستقيم چشمداشت عطاي سلطان را دارد و در پايان از او مي خواهد كه مروّج و مبلّغ اشعار او باشد.
پس به طوري كه گفته شد حافظ هيچ گاه در يك غزل عاشقانه از محبوب خيالي خود تنها به سوز و گداز عاشقانه اكتفا نمي كند بلكه تقاضاها و منظورهاي از پيش مطالعه شده مكرّري دارد كه در هر كدام ابهام و نكته اي نهفته و هر بيتي متضمّن مضموني بكر است كه در بيشتر موارد چاشني عرفاني آنها را دلپذيرتر مي سازد.
به نظر مي رسد اين غزل در نيمه اول دوره حكومت شاه شجاع سروده شده باشد.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

صبر و مقاومت را از دیگران یاد بگیر مقاومت و صبر تو باعث پیروزیت می شود تلاش هایت بی اجر نمی مانند تو پاداش خود را خواهی گرفت فقط عجله کن الان وقت مقاومت است. خجالت را کنار بگذار و بر حسب قراری که گذاشته ای عمل کن حاجت خود را از خدا بخواه که اوست دعایت را مستجاب می کند.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا