سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
معنی بیت 1
سحرگاهي، شرح خواسته ها و آرزوهاي خود را با باد صبا در ميان مي گذاشتم. ندايي شنيدم كه گفت: به لطف خدا پشت گرم و اميدوار باش.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
سحرگاهي، شرح خواسته ها و آرزوهاي خود را با باد صبا در ميان مي گذاشتم. ندايي شنيدم كه گفت: به لطف خدا پشت گرم و اميدوار باش.
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
كليدي كه درِ گنجينه مراد و مقصود را مي گشايد، دعاي سحري و راز و نياز شبانه است. اين راه و رسم را برگزين تا به مقصود برسي.
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
قلم را آنچنان زبان توانايي نيست كه سرّ عشق را بازگو كند. شرح آرزومندي از حيطه قدرت بيان بيرون است.
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
اي يوسف عزيز مصر كه فريفته سلطنت شده يي، از حال پدر پير خود پرسشي كن. آخر مهر فرزنديت كجا رفت؟
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
در طبيعتِ دنيا، اين فرتوت خوش ظاهر بد باطن، رحم وجود ندارد چه توقعي از محبت او داري و براي چه همت خود را بدان معطوف مي داري؟
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
حيف است كه هماي بلند مرتبه يي چون تو به خوردن استخوان حريص باشد. دريغ از آن سايه عنايتي كه بر سر استخوان ناقابل افكنده يي!
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
اگر در این جهان سودی باشد، نصیب درویشِ خرسند است؛ خدایا مرا به درویشی و قناعت توانگر کن.
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
زیبارویان سیهچشمِ کشمیر و ترکان سمرقند با شعر حافظ شیراز میرقصند و ناز میکنند.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
حديث آرزومندي: قصه خواسته ها و اميال و آرزوها.
خطاب: ندا.
واثق: مطمئن، مؤتمن، معتمد.
الطاف: لطف ها، احسانها، مرحمت ها.
دعاي صبح: دعاي سحرگاهان، ورد سحري.
آه شب: راز و نياز شبانه، نماز شب.
گنج مقصود: گنج مراد، مقصود و مراد به گنج تشبيه شده.
مي رو: (فعل امر) برو.
كه با دلدار پيوندي: تا به دلدار بپيوندي، تا به دلدار برسي.
گويد باز: بازگويد، بيان كند.
وراي: وراء، آن سوي، بالاتر از، فراتر از.
حد: اندازه، ميزان.
تقرير: بيان.
پدر را باز پرس: حال پدر را باز پرس، حال پدر را جويا شو.
رعنا: رعناء (مؤنث اَرْعَن)، زن احمق، زن دراز گول، كنايه از موجود خوش ظاهر بد باطن.
جِبِلّت: سرشت، فطرت، طبيعت.
هما: مرغ اقبال كه خوراكش استخوان و سايه اش بر سر هركس بيفتد به سلطنت و قدرت رسد.
حيف است: جاي دريغ و افسوس است.
دريغ: افسوس.
وزن غزل: مفاعيلن فاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
بحر غزل: هزج مثمّن سالم
٭
شيوه غزلسرايي حافظ به هنگام غلبه نوميدي و گرفتاري و زماني كه درهاي چاره از هر سو به رويش بسته به نظر مي رسد، شرح و بسط بي وفايي دنيا و توجه به مبداء قدرت و تعريف راه و رسم گوشه گيري و درويشي و قناعت پيشگي است.
حافظ اين غزل را در سال 781 هجري، پس از آنكه تيمور، مردم خوارزم را قتل عام كرد، سروده است. پيش از اين، اين شاعر مردمي از اينكه شاهزادگان آل مظفر پيوسته به جان هم افتاده و آسايش و راحتي را از مردم سلب كرده بودند بويژه سالهاي آخر سلطنت شاه شجاع كه به سبب درد نقرص و بيماري جوع رشته كفايت از دست او رها شده بود، چنان از اوضاع نوميد شده بود كه در غزلي حال خود را بدينگونه بازگو مي كند: سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي.
و چنين مي پندارد كه مگر تيمور قدرتمند بتواند با فتح بلاد مسلمين امنيت و آسايش را برقرار سازد، لذا در پايان آن غزل چنين مي سرايد:
خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم كز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
اما همين كه خبر قتل عام مردم خوارزم به گوش او مي رسداز فرط نوميدي اين غزل را سروده و در مطلع آن ميگويد:
ديشب به هنگام سحر با باد صبا درد دل مي كردم و آرزوهاي باطني خود را كه به آنها دسترسي نيافته بودم با او در ميان ميگذاشتم كه ناگاه به من الهام شدكه از الطاف خداوندي نوميد مباش و به آن دل ببند.
اين شيوه كلام، مي رساند كه حافظ موحدي مؤمن و در هر حال مستظهر به الطاف الهي بوده است. زيرا از روي صدق و صفا در بيت دوم غزل خود توصيه مي كند كه كليد گنج مقصود در دعاي سحري و راز و نياز شبانه به درگاه الهي است و در ابيات بعدي از بي وفايي دنيا سخن به ميان آورده و از خدا مي خواهد كه او را به درويشي و خرسندي متنعّم گرداند.
آنچه ذكر آن در اين شرح ضرورت دارد، اين كه بيت مقطع غزل، نخست همان بوده كه تحت شماره 8-1 آمده و بعداً به دلايلي كه ممكن است بيم و احتياط از بازخواست تيمور بوده باشد توسط حافظ تغيير يافته است.
چه عبدالرزاق سمرقندي در مطلع السعدين و مجمع البحرين ضمن گزارش سال 781 مي نويسد: (طرفه العيني شهر خوارزم ميسر شد … و تخريب عمارات و انواع بيداد در آن خطه روي داد و … آوازه خرابي آن چنان در اطراف جهان انتشار يافت كه بلبل داستانسرا مولانا حافظ در گلشن شيراز زمزمه و آواز داد كه:
به تركان دل مده حافظ ببين آن بي وفاييها كه با خوارزميان كردند تركان سمرقندي)
در پايان، در اين غزل اشاره و ايهاماتي به شاه شجاع به چشم مي خورد كه در بيت چهارم و ششم مشهود است. مطلب ديگر اينكه مضمون بيت هفتم اين غزل را نظامي قبل از حافظ در هفت پيكر چنين آورده است:
سربلندي ده از خداوندي همتش را به تاج خرسندي
شرح پیشینِ ابیاتِ ضبط دیگر (این بندها به ابیات متن فعلی تعلق ندارند):
اگر در اين دنيا نفعي و بهره يي باشد به درويش قانع و سازگار مي رسد. خدايا مرا به درويشي و بي نيازي توانگر و بهره ور ساز.
8-1) حافظ، دل به خوبان مسپار و اين بي وفايي ها راببين كه تركان سمرقندي با خوارزميان چه معامله يي كردند.
8-2) زيبارويان سياه چشم كشميري و سمرقندي با شعر حافظ شيرازي مي رقصند و ناز و فخر مي فروشند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.