خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
معنی بیت 1
حلقه ى گيسوى تو،مانند دامى بر سر راه همگان-از كافر و مؤمن-گسترده است و اين فقطاندكى از هنرنمايى زلف توست!
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
حلقه ى گيسوى تو،مانند دامى بر سر راه همگان-از كافر و مؤمن-گسترده است و اين فقطاندكى از هنرنمايى زلف توست!
جمالت معجز حسن است لیکن
حدیث غمزهات سحر مبین است
جمال تو،معجزه اى در دنياى زيبايى و داستان ناز و كرشمه ى تو جادوى آشكار است.
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
از چشم گستاخ و بى پرواى تو چگونه مى توان نجات يافت در حالى كه تير نگاه تو،در ميان كمان ابروانت،در كمين عاشقان نشسته است.[شاعر ابروان معشوق را مانند كمانى مى بيند ونگاه هاى او را مانند تيرى كه از اين كمان رها مى شود و بر دل عاشقان مى نشيند.]
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
بر چشم سياه تو،صد آفرين باد كه در عاشق كشى به راستى جادو مى كند.
عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
دانش«ستاره شناسى عشق»چه دانش شگفت انگيزى است،كه مطابق آن،آسمان هشتم با طبقه ى هفتم زمين برابر است.[چرخ هشتم،استعاره از فلك هشتم است(از افلاك نه گانه)،كه درعلم نجوم فلك ثوابت است.هفتم زمين،يعنى طبقه ى هفتم زير زمين كه طبعا بسيار پست و زيرين است.اما در«علم نجوم عشق»چرخ هشتم و طبقه هفتم زمين برابرند و فاصله اى ميان آن ها نيست!مقصود اين است كه معيارهاى عشق بسيار متفاوت و فراتر از معيارهاى عقل و دانش هاى عقلى است.]
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
گمان مكن كه بدگو و سخن چين رفت و جان به سلامت برد.نه،چنين نيست؛بلكه فرشتگان ناظر بر اعمال انسان ها به حساب كار او رسيدگى مى كنند.
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون دربند دین است
اى حافظ،از نيرنگ و فريب زلف او آسوده خاطر مباش؛زيرا كه او پس از ربودن دل،اكنون در كمين دين تو نشسته است! **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
کارستان: کار شگفت و بزرگ؛ شمه: اندکی؛ غمزه: اشاره و ناز چشم؛ مبین: آشکار؛ علم هیئت: دانش شناخت آسمان و اجرام؛ کرامالکاتبین: فرشتگان نویسندهٔ اعمال؛ کید: مکر.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
چشم و زلف محبوب به ابزارِ شکارِ دل تشبیه شدهاند. شاعر با بههمریختن طبقات آسمان و زمین در «هیئت عشق»، از نظمی سخن میگوید که معیارهای عادی را دگرگون میکند. هشدار پایان غزل، ناتوانی عاشق در برابر این دلربایی را بیان میکند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.