دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
معنی بیت 1
از درگاه دوست امید توجه و مهربانی دارم. گناه بزرگی کرده و به گذشت او دل بسته ام.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
از درگاه دوست امید توجه و مهربانی دارم. گناه بزرگی کرده و به گذشت او دل بسته ام.
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست
اطمینان دارم که از سر گناه من در می گذرد که هرچند رعنا و زیبا (بی اعتنا)ست، اما خلق و خوی فرشتگان (مهربانی) دارد.
چندان گریستیم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
آنچنان گریستم که هر رهگذری که در اشک روان من نگریست بلافاصله پرسید این چه جوی آبی است.
هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان
موی است آن میان و ندانم که آن چه موست
آنقدر آن دهان کوچک است که از آن نشانی دیده نمی شود و آنقدر آن کمر به مانند مو باریک است که نمی دانم آن کدام موست.
دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت
از دیدهام که دم به دمش کار شست و شوست
در شگفتم که چرا تصویر خیالی صورت دوست ازدیده ام، دیده یی که پیوسته کارش شست و شوی خود با اشک است محو نشد!
بی گفت و گوی زلف تو دل را همیکشد
با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
بی چون و چرا زلف تو دلها را به سوی خود، دربند می کشد. دیگر چه کسی با زلف دلربای تو جرأت گفت و شنود دارد؟
عمریست تا ز زلف تو بویی شنیدهام
زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
از آن زمان که بوئی از زلف تو شنیده ام دیرزمانی می گذرد و هنوز شامه دل من در آرزوی آن بو به سر می برد.
حافظ بد است حال پریشان تو ولی
بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست
حافظ، حال پریشان تو زار است، اما از آنجایی که این پریشانی درآرزومندی زلف یار به تو دست داده مطلوب و خوش می باشد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
عاطفت: عنایت، توجه، مهربانی.
جناب: درگاه، پیشگاه.
جنایت: گناه بزرگ.
پریوش: مانند پری (= بیاعتنا و نامهربان).
فرشتهخو: دارای خصلت فرشته (= مهربان).
دراشک ما چو دید: چون دراشک ما نگاه کرد.
روان: بالافاصله، به آسانی، فوری.
این چه جو است: این چه جوی آبی است؟
هیچ است آن دهان: کنایه از دهان تنگ.
موی است آن میان: آن کمر مانند مو باریک است.
نقش خیال: تصویر خیالی صورت.
بیگفت و گوی: بدون چون چرا، بیهیچ سخنی.
گفتوگو: گفت و شنید.
هنوز بوست: هنوز آرزومند است.
بربوی زلف یار: در آرزوی زلف یار.
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور
*
بعضی از حافظشناسان محترم این غزل را به سبب ترکیبات سست و تشبیهات نامناسب، دور از شأن و شیوه حافظ دانستهاند. در این باره نمیتوان حکم قطعی داد زیرا این غزل در۸ نسخه خطی مورد استناد دکتر خانلری ضبط است و سبب پارهیی ایرادها شاید منوط به این باشد که گاهی شاعر غزلی را به مناسبتی عجولانه میسراید و بدون آنکه فرصت مرور و اصلاح آن را داشته باشد برای طرف مورد نظر میفرستند و یا در مجلسی قرائت میکند و دوستداران شعر وطرفداران شاعر از آن نسخهبرداری کرده و بعدها به هنگام گردآوری اشعار شاعر جزء اسناد میآید و در بعضی موارد هم که شاعر موفق به اصلاح و رفع عیوب شعر خود میشود، این امر سبب میشود که از یک غزل دو نمونه باقی بماند.
مطلب دیگر اینکه بعضی از حافظ شناسان محترم عقیده دارند که این غزل در تبعید و در یزد سروده شده است. بایستی به این نکته توجه داشت که سبب تبعید حافظ براو معلوم بود و او میدانست که تعقیب محکمه باعث این مسافرت ناخواسته شده و تبرئه محکمه سبب آزادی او میشود نه عفو شاه. هرچند که این نکته هم بر او آشکار بود که تغییر سیاست شاه و تدبیر تورانشاه عامل اصلی پروندهسازی بر علیه او بوده است. و دوستان سابق حافظ یعنی شاه و تورانشاه علیالظاهر برای فرار از حبس و بند، راه تبعید را به او نشان دادهاند. بنابراین این غزل با مفهوم مطلع آن نمیتواند مربوط به زمان بعد از تبعید و در یزد باشد بلکه میتوان گفت مربوط به زمانی است که هنوز کار به محکمه و عرض حال نکشیده بوده و شاعر امید این را داشته است که شاید شاه بتواند جلوی آن را با نفوذ خود بگیرد. مفهوم بیت مقطع نیز مؤید دو نکته است: یکی اینکه شاعر از پریشان حالی و بدی اوضاع صراحتاً سخن میگوید و این میتواند مربوط به تشویش پیش از تبعید او باشد دیگر آنکه، آنانکه این غزل را از حافظ ندانسته و مجعول میدانند بایستی به این نکته توجه نمایند که برفرض محال جاعلی از زبان حافظ غزلی میسراید دیگر چه کار به بدحالی و خوشحالی او دارد که در بیت مقطع بیاورد چه مضمون قحط نیست و همین مضمون سست میتواند دلیل بدی حال شاعر و تنگنایی زمان و شتاب درسرودن و ارسال غزل را موجه نماید.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.