جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت خوبتر باد
معنی بیت 1
روي زيبايت به مانند خورشيد، روشني بخش در پاي ديده هر بيننده باد. روي خوبت از خوب هم خوبتر است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت خوبتر باد
روي زيبايت به مانند خورشيد، روشني بخش در پاي ديده هر بيننده باد. روي خوبت از خوب هم خوبتر است.
همای زلف شاهین شهپرت را
دل شاهان عالم زیر پر باد
دل پادشاهان عالم زير بال هماي زلف چون شاهين تيز پرواز تو باد.
کسی کو بسته زلفت نباشد
چو زلفت درهم و زیر و زبر باد
كسي كه به زلف دل نبسته باشد خدا كند كه به مانند زلف تو درهم و برهم و پريشان گردد.
دلی کو عاشق رویت نباشد
همیشه غرقه در خون جگر باد
الهي دلي كه عاشق روي تو نيست هميشه غرق درغم و اندوه و دچار اضطراب باشد.
بتا چون غمزهات ناوک فشاند
دل مجروح من پیشش سپر باد
بگذار، آن زمان كه چشمت با ناز و غمزه، تير كرشمه پرتاب مي كند، دل آزرده من در برابر آن سپر گردد…
چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من زو پرشکر باد
(و) چون لب لعل شيرين تو بوسه مي بخشد، كام جان من از آن در شيريني فرو رود.
مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد
هر لحظه عشق من به تو صورتي تازه به خود مي گيرد. آرزومندم كه تو هم هر ساعتي جلوه تازه تري به خود بگيري.
به جان مشتاق روی توست حافظ
تو را در حال مشتاقان نظر باد
حافظ به جان اشتياق ديدن روي تو را دارد. از خدا مي خواهم كه تو هم به حال دوستداران خود توجه داشته باشي.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
هماي زلف: (اضافه تشبيهي) زلف به علت دردست باد بودن در فضا به مرغ هما تشبيه شده.
زلف شاهين شهپر: (اضافه تشبيهي) زلف به شهپر شاهين تشبيه شده است.
هماي زلف شاهين شهپر: گيسوان دردست باد.
بستة زلف: اسير زلف، گرفتار زلف.
غرقه در خون جگر باد: در غم و اندوه غرق باد، در مضيقه باد، در اضطراب باد.
بتا: بگذار تا، بهل تا.
ناوك: تير.
ناوك فشاند: تيرپرتاب كند.
لعل شكرين: لب قرمز رنگ شيرين گفتار.
مذاق: جاي ذائقه، چشايي.
مذاق جان من زو پر شكر باد: كام جام من از آن شيرين باد.
تراهرساعتيحسنيدگرباد: ساعت بهساعت حسنت فزون باد،حسن تو هميشه در فزون باد.
به جان: از صميم جان، با تمام وجود.
وزن غزل: مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل
بحر غزل: هزج مسدس مقصور
*
اين غزل از تراوشات ذوقي ايام شباب شاعر است كه با زبان ساده و بدون نكات ايهامي و عرفاني سروده شده است. دقت درمضمون بيت ششم و دعاي مشروطي كه به ظاهر در حق محبوب ولي در باطن در حق خود ميكند ما را به اين نكته متوجه ميسازد كه اين دعايي است رندانه در عبارتي رندانه از رندي در غزلي عاشقانه. شاعر ميگويد آنگاه كه لبت بوسهيي به من بدهد، الهي مذاق جان من از لعل شكرين تو شيرين باشد!
یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخشهای متفاوت: «مذاق جان من ز او پرشکر باد». این ضبطها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخهبرداری ثبت شدهاند؛ لزوماً همهٔ آنها ضبط نامعتبر نیستند.
یادداشت انتساب: گنجور این غزل را «منتسب به چند نفر» معرفی کرده است. حضور آن در مجموعهٔ غزلیات، به معنی قطعی بودن انتساب آن به حافظ نیست.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.