رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 105 حافظ - صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 105 حافظ

16 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

ور نه اندیشه این کار فراموشش باد

معنی بیت 1

اگر صوفي در خوردن باده زياده روي نكند گواراي وجودش، وگرنه فكر شرابخواري از سر او دور باد.

2

آن که یک جرعه می از دست تواند دادن

دست با شاهد مقصود در آغوشش باد

معنی بیت 2

و آن كسي كه مي تواند از يك پيمانه زيادي چشم پوشيده و از دست بنهد، دستش در آغوش محبوبش باد.

3

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد

معنی بیت 3

الف: پير و مرشد ما گفت كه بر قلمي كه سرنوشت آدمي را رقم مي زند خطا و ناروايي نرفته است، آفرين بر نظريه پاك او كه پوشاننده خطاست. ب: مرشد ما گفت دركار تعيين سرنوشت، سهو وخطايي نرفته است آفرين بر نظريه پاك او كه خطاي خطاكاران را مي پوشاند.

4

شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود

شرمی از مظلمه خون سیاوشش باد

معنی بیت 4

شاه تركان، گوش به حرف دشمنان مي دهد از ستمي كه برسياووش رفته است شرمش باد.

5

گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت

جان فدای شکرین پسته خاموشش باد

معنی بیت 5

هرچند ازروي غرور و خودخواهي با من حرفي نزد، جان من فداي آن دهان لب بسته باد.

6

چشمم از آینه داران خط و خالش گشت

لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد

معنی بیت 6

چشمانم از آينه داراني است كه خال و خط او را مي نماياند، خدا كند كه لبم هم از بوسه دهندگان بر و دوشش باشد.

7

نرگس مست نوازش کن مردم دارش

خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد

معنی بیت 7

هرگاه چشم مخمور نوازشگر و مردم نواز او، قدح قدح خون عاشقان را بياشامد، براو گوارا باد.

8

به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ

حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

معنی بیت 8

حافظ به بندگي و ارادتمندي تو در جهان مشهور شده است، پيوسته حلقه غلامي زلف تو در گوش او باد.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 105

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

صوفي: پشمينه پوش پيرو طريقه تصوف.
نوشش باد: گوارايش باد.
آنكه يك جرعه‌يي از دست تواند دادن: كسي كه به منظور اعتدال در شرب باده مي‌تواند در آشاميدن مفرط كف نفس كند.
شاهد مقصود: (اضافة تشبيهي) مقصود به شاهد تشبيه شده است.
قلم صنع: قلم آفرينش جهان.
مظلمه: دادخواهي، شكايت از ظلم، ستمي كه بركسي وارد شود.
خون‌سياووش: خوني كه از سياووش به زمين ريخته شد، گياه خون سياووش، يا پر سياووشان كه نوعي سرخس و تب‌بر بوده و در جاهاي مرطوب و كم‌نور مانند دهانه قناتها مي‌رويد و مشهور است كه با ريختن خون ناحق سياووش توسط افراسياب بر زمين اين گياه روئيده شد. توضيحاً ساقه‌هاي اين گياه به رنگ قرمز و برگهاي آن عيناً به مانند برگ شبدر بوده و رنگ قرمز ساقه‌ها سبب وجه تسميه آن شده است.
كبر: تكبر، نخوت.
شكرين پسته خاموش: لب و دهان شيرين و ساكت.
خط و خال: موهاي تازه رسته بر عارض، سبلت نوجوان و خال چهره.
بر و دوش: سينه و شانه.
نرگس مست: چشم مخمور.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لان
بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ
*
اين يكي از غزلهاي بحث انگيز شاعر هنرآفرين و گزيده گوي ما حافظ شيرازي‌ست كه هم در شأن نزول آن و هم درمعناي بيت سوم آن بسيار قلمفرسايي شده و نظريات مختلفي ارائه گرديده است. از آنجايي كه نقل و تشريح همه نظريه‌ها در اينجا مقدور نيست آنچه را پس از مطالعه همه نظريه‌ها به عقل سليم جور مي‌آيد خواهيم آورد:
غزل در زمان شاه شجاع و به هنگامي سروده شده است كه جنگ لفظي و كشمكش فيمابين حافظ و شيخ‌زين‌الدين كلاه و عبدالله بنجيري به دربار شاه كشيده شده و شاه شجاع با استماع نظريات مدعيان حافظ، هرچند از شماتت حافظ خودداري نموده ليكن به منظور احتياط از جانبداري صريح او نيز سرباز زده است. غزل از سه موضوع تشكيل شده است: موضوع اول: در بيت مطلع و بيت دوم كه شروع غزل است بحثي دربارة نحوه شرب شراب و رعايت اندازه و احتياط دارد. اين نه به آن معناست كه حافظ مي‌خواهد صوفي يا صوفياني را نصيحت يا تخطئه كند بلكه از آنجا كه اصل موضوع بر سر باده‌نوشي و تعريف صريح و فاحش از شراب‌خواري او است، موضوعي كه مدعيان حافظ دستاويز شكايت و مخالفت خود قرار داده‌اند، حافظ مي‌خواهد بگويد كه من از عقيده خود برنمي‌گردم و شرب باده را در حد اعتدال مجاز مي‌دانم. همانطور كه ابوعلي‌سينا هم بر اين عقيده بوده است و در اين باره چنين مي‌سرايد:
به طعم تلخ چو پند پدر وليك مفيد
به نزد جاهل باطل، به نزد دانا حق
حلال گشته به تجويز عقل بر دانا
حرام گشته به فتواي شرع بر احمق
حلال بر عقلا و حرام برجهال
كه مي‌ محك بود و خير و شر ازو مشتق
موضوع دوم: در بيت سوم غزل و با يك دنيا معني خلاصه مي‌شود. توضيح اينكه حافظ به سرنوشت محتوم معتقد و كراراً اين موضوع را با الفاظ و عبارات مختلف بازگو كرده بطوري كه ديگر جاي اگر و مگر و توجيه باقي نگذاشته است.
در اين بيت حافظ به زبان پير، اين موضوع را به ميان كشيده و از شرابخواري خود دفاع مي‌كند و سخن سربسته او به اين معناست كه قلم صنع كه من را رندي شرابخوار رقم زده است خطا نكرده است و اي آفرين بر اين نظريه پاك پير ما كه در توجيه خطاي من به كار رفته و خطاي مرا سبك جلوه داده و من خطا كار را متجاهر به فسق و مخالف شريعت نمي‌داند. بنابراين به هيچوجه منظور شاعر بيان مستقل يك نظريه كه از قلم صنع درمبداء آفرينش سرزده كه نمي‌توان آنها را بالصراحه بيان كرد نيست بدليل اينكه در ميان غزلي كه بازگويي از شرح حال خود و مدعيان خود و نظريه شاه‌شجاع مطرح است يك مطلب معترضه هرگز نمي‌تواند مورد قبول باشد و از سليقه حافظ نيز به دور است.
موضوع سوم شرح قضاياست. شاعردر بيت چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم به توضيح ماجرا پرداخته و مي‌گويد شاه‌شجاع (شاه تركان، شاهي كه از طرف مادري نسبش به تركان قراختايي مي‌رسد) حرفهاي بي‌پايه و اساس مدعيان من را مي‌شنود و تلويحاً به گوش دل مي‌گيرد و اين به مانند همان رويداد سعايت سخن‌چينان دروغگويي مانند گرسيوز برادر افراسباب است كه نظر افراسياب را نسبت به سياووش، داماد افراسياب به خطا گرايش داده و سبب قتل سياووش مي‌شوند و دردنبال آن اضافه مي‌كند هرچند شاه با شنيدن اين تهمتها علناً به من اعتراضي نكرد من از اين خاموشي او بي‌نهايت سپاسگزارم و با تعريفي چند خود را غلام و چاكر شاه قلمداد مي‌كند.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

در جمع آوری پول و ثروت خیلی زیاده روی می کنی. بیش از اندازه برایت دردسر ساز می شود. قسمتی از مالت را انفاق کن آن وقت است که به مقاصد دیگر خود هم می رسی. مدعی هستی که مظلوم واقع شده ای اما اینطور نیست بلکه یک عده هستند که زیردست تو مظلوم واقع می شوند و تو به آنها فکر نمی کنی. مردم دار باش. کرم داشته باش. تو هم بنده ی خدا باش تا همیشه از خوبی زبانزد باشی.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا