تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
معنی بیت 1
خدا كند كه تنت به ناز و اداي طبيبان محتاج نشود و جسم لطيفت از صدمه و گزند آزرده نشود.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
14 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
خدا كند كه تنت به ناز و اداي طبيبان محتاج نشود و جسم لطيفت از صدمه و گزند آزرده نشود.
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
تندرستي همه جهانيان وابسته به سلامتي توست. خدا كند وجود تو با هيچ عارضه يي رنجور نشود.
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
از بركت تندرستي توست كه همه ظاهر و باطن و صورت و معنا به سرحدكمال مي رسند. آرزومندم كه چهره ظاهريت اندوهناك و ضمير باطنت افسرده نباشد.
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
اميدوارم به هنگامي كه خزان تاراجگر به اين چمن (و سرزمين) مي رسد گذارش به (آن) سرو خوش قد و قامت نيفتد.
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
درآن پهنه مجلس كه روي زيباي تو جلوه گري كند خدا كند كه آدم بدبين و مشكل پسند فرصت بد زباني نيابد.
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
هركس كه روي چون ماه تو را با چشم بد بنگرد، تنها جان او باشد كه پيوسته در آتش غم مانند اسفند بسوزد.
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
از سروده شيرين حافظ طلب تندرستي و بهبودي كن تا براي درمان نياز به شربت قند و گلاب نداشته باشي.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
نازطبيبان: بياعتنايي و تكبر پزشكان.
وجود: جسم، پيكر.
نازك: ظريف، لطيف، نازنين.
عارضه: حادثه، آسيب، درد و كسالت.
آفاق: جمع افق، كرانهها، مجازاً به معناي همه جهان.
كمال: كامل، تمام.
صورت و معنا: ظاهر وباطن.
يمن: نيكبختي، خجستگي، مباركي، بركت.
صحت: سلامتي.
دژم: گرفته و درهم، غمگين و اندوهناك.
نژند: پريشان، غصهدار، افسرده.
يغمايي: تاراجگر، يغماگري.
سروسهي: سرو راست قامت.
بساط: زمين پهناور و هموار و فراخ، گستردنيها مانند فرش و لوازم، مجازاً به معناي مجلس آراسته و فراهم شده.
سپند: اسفند، تخم گياهي كه براي دفع چشم زخم در آتش ميريزند و به هنگام سوختن صدا ميكند.
شفا: تندرستي و بهبود از مرض، بهبودي، درزبان فارسي با فتح شين گفته ميشود.
كه جاجتت: تا تو را حاجت، تا اينكه تو را نياز.
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحرغزل: مجتث مثمن مخبون مقصور
*
شاهشجاع مردي خوشگذاران، خوشخوراك و مشروبخوار بود و به همين سبب چاق و مبتلا به نقرس شده و اواخر عمر بيشتر اوقات از درد نقرس رنج ميبرد. اين غزل در آن اوقات و در يكي از بحرانهاي بيماري او سروده شده و از لحاظ انتخاب وزن و رديف و تنوع مضامين متداول در احوالپرسي بيمار، بسيار چشمگير است بطوريكه بيت مطلع آن ضربالمثل و بر زبان هر عيادت كننده جاري است. شاعر در بيت مقطع بسيار شيرين كاشته و براي بيمار نسخهيي از غزل شيرين خود تجويز ميكند. مگر نه اينكه بيمار احتياج به پزشك و درمان و دارو دارد تا شفا يابد؟ بدين سبب اين دوست صميمي شاهشجاع به مانند يك پزشك روحاني به منظور شفاي بيمار نسخهيي از گفته شكرفشان خود تجويز مينمايد.
یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخشهای متفاوت: «بر آتش تو به جز جان او سپند مباد». این ضبطها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخهبرداری ثبت شدهاند؛ لزوماً همهٔ آنها ضبط نامعتبر نیستند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.