ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
معنی بیت 1
اى آنکه پرتو و طراوت زیبایى،از روى رخشان و چاه زنخدان شما سرچشمه مى گیرد.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
26 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
اى آنکه پرتو و طراوت زیبایى،از روى رخشان و چاه زنخدان شما سرچشمه مى گیرد.
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
جان به لب رسیده من سر ملاقات تو را دارد.چه مى فرمائى؟از تن برآید(و به دیدارت نایل)یا به تن باز گردد(و در دورى تو به سر برد).
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما
الف:هیچ کس در دوران دلفریبى نرگس بیمار چشم تو،یعنى در اوج دلفریبیت،از سلامتى دیده بر هم نگذاشت.چه بهتر که در پیش چشمان شما(پیش شما)کسى ادّعاى پارسایى و پاکدامنى نکند. ب:هیچ کس در دور و دوران مستى چشم تو یعنى در اوج دلفریبیت(بابرکنارى از عشق و عاشقى)از پرهیزکارى طرفى برنبست.چه بهتر که در برابرچشمان شما کسى ادّعاى پارسایى نکند.
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
بى شکّ،بخت خواب آلوده ما که از سرچشمه طراوت و شادابى روى درخشان شما،آبى به چهره خود زده است بیدار خواهد شد.
با صبا همراه بفرست از رخت گلدستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
به وسیله باد صبا از گلبن روى خود گلدسته یى براى ما بفرست.باشد که ازسرزمین پرورش دهنده گلى چون تو،بوى خوشى به مشام ما برسد.
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما
اى ساقیان بزم شاهى،عمرتان دراز و ایّام به کامتان باد،هر چند که جام (زندگانى)ما در دوران شما از مى(نشاط)پر نشد.
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
هان،اى دوستان!هر چه شما کردید،دلدار مرا آگاه کنید که دلم براى او به بیقرارى افتاده است.
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
خدایا!کى این فرصت دست مى دهد که خاطر آرام ما با زلف پریشان شما هم آهنگ شوند؟
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
بدان هنگام که از کنار ما مى گذرى دامن از خاک و خون فراگیر چرا که در این راه،چون من کشتگان و قربانیان زیادى به خاک افتاده اند.
میکند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما
حافظ دعایى مى کند،آمین بگو:خدا کند که(گفتارى شیرین از)لب شکّرافشان شما نصیب و روزى ما گردد.
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
اى نسیم صبا از جانب ما به مردم یزد بگو که سر نمک نشناسان و ناسپاسان گوى چوگان شما باد.
گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما
هر چند ما از حوزه و مجلس شاه بدوریم،همّت ما از آنجا دور نیست.ما بنده شاه شما و دعاگوى شما مردم هستیم.
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
اى پادشاه بلند اقبال همّتى(و مساعدتى!)تا به حضور رسیده و مانندستارگان به لب ایوان بلند شما بوسه یى بزنم.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
فروغ:پرتو،نور.
آب روى:قدر و منزلت،آبرو و شرف،تر و تازگى،عرض.
عزم:قصد،اراده،تصمیم.
طرف:چشم،سو،گوشه.
طرف بستن:(استعاره)بهره بردن.
دور:زمان،فصل،گردش،پیرامون و گرداگرد.
مستورى:نجابت،پاکدامنى،پرده نشینى.
مستان:(استعاره)چشمان.
بو،که:باشد که.
بزم جم:(استعاره)بزم شاه.
غرض:مقصود.
همدستان:همداستان،متّفق،هم عقیده.
خاطر مجموع:خیال راحت،آسایش خیال.
همّت:عزم و اراده.
آمین بگو:اجابت کن.
بساط:فرش.
بساط قرب:(استعاره)مجلس تقرّب،محضر.
وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
بحر غزل: رمل مثمّن محذوف
خواجو کرمانی:
آب آتش می برد خورشید شب پوش شما
می رود آب حیات از چشمۀ نوش شما
سلمان ساوجی:
قبله ما نیست جز محراب ابروی شما
دولت ما نیست الّا در سر کوی شما
۱-همانطور که در مبحث (چرا حافظ به یزد تبعید شد) و در صفحۀ ۷۶ به تفصیل بیان شده این غزل یکی از غزلهای مشهور حافظ است که دارای ایهام و تعبیر در هر بیت بوده و به هنگام حرکت از شیراز به یزد در سفر تبعید برای شاه یحیی سروده شده است و تفسیر و تعابیر هر بیت در آنجا به تفضیل شرح داده شده است.
۲-منظور حافظ از (طرفی نبست) در بیت سوم، این است که دیده بر هم نگذاشت چه در قرآن مجید هم (قاصِراتُ الطَّرف) به معنای چشم پوشی و طَرف به معنای چشم آمده است.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.