رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 407 حافظ - مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 407 حافظ

16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

معنی بیت 1

كشتزار سبز سپهر گردون و ماه نو را كه به مانند داس آن را در مي نورديد ديدم و به ياد كشتزار عمل خود و فصل درو كردن آن افتادم.

2

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید

گفت با این همه از سابقه نومید مشو

معنی بیت 2

به بخت خود گفتم: تو به خواب رفتي و خورشيد سر زد (و وقت نماز گذشت) گفت، با وجود اين نوميد از سبقت رحمت الهي بر غضب او مباش.

3

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

معنی بیت 3

اگر بتواني مانند حضرت عيسي، پاك و وارسته به آسمان صعود كني از روشنايي و فروغ تو صد پرتو و بازتاب نور به خورشيد مي رسد.

4

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار

تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

معنی بیت 4

بر ستاره شبگرد (طالع خود) اعتماد مكن زيرا اين طرار چابك دست تاج از سر كيكاوس و كمربند از كمر كيخسرو ربوده است.

5

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

دور خوبی گذران است نصیحت بشنو

معنی بیت 5

گوشواره زينتي زرين لعل نشان هر چند گوش را سنگين و گرانبها مي نماياند (در مقابل آن را به ثقل سامعه هم مبتلا مي كند.) و تو اي گوش سنگين، اين اندرز را بشنو كه دوره خوشبختي و نعمت در گذر است.

6

چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن

بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو

معنی بیت 6

از خال صورت تو چشم بد به دور باد كه در عرصه شطرنج زيبايي، اين خال سرباز پياده اي را به حركت درآورد كه در نتيجه شرط بازي را از ماه و خورشيد برد.

7

آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق

خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو

معنی بیت 7

به آسمان بگو، اين همه به بزرگي خود مناز و مبال كه از ديدگاه عشق خرمن ماه يك جو و خوشه پروين دو جو بيشتر نمي ارزد.

8

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو

معنی بیت 8

آتش زهد و ريا خرمن دين را خواهد سوزانيد. حافظ اين خرقه پشمينه را (كه علامت زهد و رياست) دور بينداز و برو.

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 407

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

مزرع: مزرعه، كشتزار.
مزرع سبز فلك: (اضافه تشبيهي) فلك به مزرع سبز تشبيه شده.
داسِ مه نو: (اضافه تشبيهي) ماهِ نو به داس تشبيه شده.
خسبيدن: خفتيدن، خوابيدن، به خواب رفتن.
سابقه: تاًنيث سابق، پيشي گيرنده، مراد پيشي گرفتن رحمت الهي از غضب اوست كه از اين حديث مستفاد مي‌شود: سَبَقَتْ رَحْمَتي غَضَبي (بخشايش من از غضبم پيشي گرفت).
نوميد: نااميد.
مجرد: تنها، وارسته از علائق، بي همسر.
مسيحا: لقب حضرت عيسي كه از كلمه عبري (ماشياخ) گرفته شده و به معني نجات دهنده است.
فروغ: روشنايي، نور.
شبگرد: گردش كننده در شب، پاسبان، صفتي براي دزدان شبرو.
عيّار: تردست، طرّار، دزد چابكدست.
كاووس: كي كاووس، دومين پادشاه كياني كه بعد از كي قباد به سلطنت رسيد.
كمر: كمربند.
كي خسرو: سومين پادشاه سلسله كياني.
گوشوار: گوشواره.
گوشوار زر و لعل: گوشواره زرين لعل نشان.
گران: سنگين.
گران دارد گوش: 1- گوش را سنگين كرده و از شنيدن باز مي دارد، 2- تكبر و افاده حاصله از داشتن زينت آلات گران قيمت در گوش.
دور خوبي: دوره حسن و زيبايي و روزگار نعمت و خوشبختي.
عرصه: پهنه، گستره.
عرصه حسن: (اضافه تشبيهي) حسن و زيبايي به عرصه شطرنج (صفحه شطرنج) تشبيه شده است.
بيدَقْ: پياده، منظور مهره پياده در بازي شطرنج است.
گِرَو: آنچه در قمار و بازي شطرنج در بدو امر با شرط مسابقه در ميان نهند تا برنده بازي آن را تصاحب كند.
عظمت: بزرگي.
به جوي: به يك جو، توضيحاً يك مَنْ (معادل شش كيلوگرم) مساوي است با چهارصد درم و هر درم مساوي شش دانگ و هر دانگ مساوي دو قيراط و هر قيراط مساوي دو طسوج و هر يك طسوج مساوي دو جو مي باشد. بنابراين جو حداقل وزن و به عنوان چيز ناقابل مثل زده مي شود.
زهد و ريا: زهد با ريا (واو عاطفه)، زهد همانند ريا و در رديف آن از صفات قبيحه به شمار آمده است!
خرقه پشمينه: خرقه و دلق پشمين كه نشان زهد و پارسايي ظاهري توام با رياي دروني است.

توضیحات غزل

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر غزل: رمل مثمّن مخبون مخدوف
٭
در شرح غزل 406 گفته شد كه حافظ در ايام جواني و به منظور طبع آزمايي، آن غزل را سروده است.
شاعر اين قافيه را يك بار ديگر در سالهاي آخر حيات خود بكار گرفته و با مهارت بيشتر و هنرنمايي هر چه تمامتر غزلي را ساخته و پرداخته كه كمتر شاعري در اين وزن و قافيه به اين موفقيت دست يافته است.
مرحوم عبدالحسين آيتي صاحب كشف الحيل كه شاعري توانا و خوش قريحه و به دقايق شعر و ادب آشنا بود شبي در جلسه انجمن ادبي يزد كه در منزل مرحوم آيت الله فرساد تشكيل شده بود مي گويد در ايام جواني به منظور استقبال از اين غزل حافظ بيتي را سرودم كه چنين است:
پدرم داد شب عيد به من جامه نو رفتم و بهر مي آن جامه نهادم به گرو
اما از آن روز تابحال موفق نشده ام كه اين غزل را با ابياتي به اتمام برسانم كه مورد پسند خودم و ديگران باشد. بعدها نويسنده اين سطور به منظور ذكر خيري از آن مرحوم و اين كه اين بيت آيتي فراموش نشود، آن را مطلع غزلي قرار دادم كه در صفحه 248 جلد اول پله هاي سنگي مجموعه اشعار اينجانب درج شده و پس از سرودن آن با مرحوم آيتي هم عقيده شده و دريافتم كه هنرنمايي حافظ تا به چه حد و پايه است.
همانطور كه گفته شد حافظ اين غزل را در سالهاي آخر عمر خود و در زمان شاه زين العابدين سروده و در ابيات 4 و 5 و 6 ذهن شاعر متوجه شاه جوان و اندرز دادن به او معطوف بوده و در بيت ششم از خال بزرگ و موروثي كه فرزندان و نوادگان امير مبارزالدين اكثراً بر گونه خود داشتند و از علائم مشخصه اين خانواده بود صحبت به ميان آورده است.
در بيت مقطع كه در نسخ مختلف: آتش زهد و ريا و در برخي، آتش زهد ريا ضبط شده، به نظر مي رسد زهد و ريا با (واو عاطفه) مناسب تر باشد زيرا حافظ، زهد و خشكه مقدسي و قشري بودن را همانند ريا مخرب شريعت دانسته و به صورت طنز آن ها را در يك رديف به حساب مي آورد و در جاي ديگر مي گويد:
بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود به زهد، همچو تويي يا به فسق همچو مني
و همانطور كه دكتر حسينعلي هروي نيز اشاره فرموده اند حافظ زهد را در نهان خود در برابر فسق و هم ارزش آن قلمداد كرده است.
در پايان، حافظ، مضمون مطلع غزل خود را از اين بيت امير معزّي گرفته است:
گردون چو مرغزار و درو ماه نو چو داس گويي كه ماهتاب همي بدرود گياه

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

ناامید نباشید. هر آنچه که تلاش کرده اید به زودی نتیجه و مزد آن را دریافت کنید و دوبارهزنده می شوید. تکیه بر شب و تاریکی نکنید. به روزها و خورشید درخشان فکر کنید. نصیحت بزرگان را اویزه ی گوشتان قرار دهید. شتاره ی دولت تان طلوع کرده و چون خوشه ی پروین می درخشد.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا