رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 433 حافظ - ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

غزل‌های حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
متن کامل غزل

غزل شماره 433 حافظ

26 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

معنی بیت 1

اى دلبرى كه خط مشكين عذارت را بر گرد چهره ى چون ماهت افكنده اى،لطف كرده وسايه اى را بر روى آفتاب انداخته اى![ماه و آفتاب،استعاره از چهره ى يار است.از اين رو خط عذار رامانند سايه اى بر آفتاب مى بيند.]

2

تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت

حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی

معنی بیت 2

اكنون كه نقش دل پذيرى بر چهره ى روشن چون آب خود انداخته اى،آب و رنگ رخسارت با دل ما چه خواهد كرد؟[نقش بر آب انداختن،با حفظ مفهوم كنايى خود به ايهام-در اين جا-آراستن چهره است.يعنى،آب به اعتبار روشنى و لطافت،استعاره از چهره و گونه ى يار است.]

3

گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش

جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی

معنی بیت 3

در زيبايى از زيبارويان شهر خلّخ هم فراتر رفته اى؛پس شاد باش و جام كى خسروى بخواه؛ زيرا كه افراسياب را شكست داده اى.[با توجه به اين كه خلّخ از شهرهاى تركستان است كه به داشتن زيبارويان شهره بوده و افراسياب فرمانرواى تركستان(توران)بوده،ضمن اشاره به داستان جنگ كيخسرو با افراسياب كه به شكست افراسياب انجاميد،مى گويد:با پيشى گرفتن از خوبان تركستان درزيبايى،گويى افراسياب را شكست داده اى؛پس شاد باش و جام كى خسروى بخواه و شراب پيروزى بنوش!]

4

هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت

زان میان پروانه را در اضطراب انداختی

معنی بیت 4

هر كسى با شمع روى تو به گونه اى عشق ورزيد و تو در اين ميان،فقط پروانه را پريشان ومضطرب ساختى![چهره ى معشوق را به شمع مانند كرده است.]

5

گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما

سایه دولت بر این کنج خراب انداختی

معنی بیت 5

عشق خود را مانند گنجى در ويرانه ى دل ما قرار دادى و اين كنج خراب را با سايه ى لطف خود نيك بخت كردى.[عشق را به گنج و دل را به ويرانه اى كه گنج عشق در آن نهاده شده،مانند كرده وكنج خراب،استعاره از دل است.]

6

زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن

تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی

معنی بیت 6

از آب دارى و لطافت آن عارض بايد پرهيز كرد؛زيرا كه شيران را تشنه لب مى كند و دلاوران را در درياى عشق مى افكند.[مقصود از آب،لطافت چهره است.مى گويد:لطافت و آب و رنگ چهره ى تو شيردلان را تشنه ى عشق و محبت و دلاوران وادى عشق را در درياى عشق غرق مى كند!]

7

خواب بیداران ببستی وان گه از نقش خیال

تهمتی بر شب روان خیل خواب انداختی

معنی بیت 7

خواب را از چشم شب زنده داران ربودى و آنگاه به يارى خيال خود،راهزنان سپاه خواب را متهم كردى![خواب را به سپاهى مانند كرده كه به وسيله ى شب روان-يعنى راهزنان-مورد حمله قرار گرفته است.مقصود از شب روان خيل خواب،هر گونه عامل بازدارنده از خواب است.مى گويد:توخود،خواب را بر چشمان ما عاشقان بستى؛اما نقش بازى خيال تو ما را به توهم افكند كه عامل ديگرى مانع خواب ماست.تو ديگران را متهم كردى به اين كه خواب را بر چشم ما بسته اند!]

8

پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه

وز حیا حور و پری را در حجاب انداختی

معنی بیت 8

به اندازه ى يك نگاه،در جلوه گاه پرده از چهره ى خود برداشتى و حوران و پريان را از شرمندگى،در پرده پنهان كردى![يعنى،همين كه تو جلوه گر شدى،حور و پرى،از زيبايى خودشرمنده شده و حجاب بر چهره افكندند.]

9

باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم

شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی

معنی بیت 9

از جام جهان نما شراب بنوش؛زيرا كه بر تخت فرمانروايى،به مقصود خود دست يافتى. [مقصود از جام عالم بين(با اشاره به داستان جمشيد شاه و جام جهان نماى او)جام شراب است. مى گويد:تو مانند جمشيد شاه،بر تخت قدرت تكيه زده و به آرزوهاى خود رسيده اى،پس شراب بنوش و شاد باش!شاهد مقصود،تشبيه هدف و مقصود به معشوق زيباروست كه ممدوح شاعر از روى او نقاب برداشته،يعنى به وصال او رسيده است.]

10

از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست

حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی

معنی بیت 10

با عشوه و فريب چشمان مست و لب لعل مى گسار خود،حافظ گوشه نشين را گرفتار شراب كردى.[نرگس مخمور،استعاره از چشم خمار نيم مست و لعل مى پرست،استعاره از لب است به اعتبارآن كه به رنگ لعل است و مانند شراب مستى آور است.]

11

وز برای صید دل در گردنم زنجیر زلف

چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی

معنی بیت 11

و گيسوى خود را براى شكار دل من،مانند زنجير بر گردنم انداختى،همچنان كه كمند پادشاه صاحب اختيار جان ها،دشمنان را گرفتار مى كند.[زنجير زلف،تشبيه زلف يار به زنجير است ومقصود از مالك رقاب،يعنى صاحب اختيار گردن ها،پادشاه قدرتمندى است كه در بيت آخر از او نام مى برد.]

12

داور دارا شکوه‌ای آن که تاج آفتاب

از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی

معنی بیت 12

اى حاكم عادلى كه از شكوه دارا برخوردارى و اى پادشاهى كه تاج آفتاب درخشان را،براى تعظيم و بزرگداشت آن،بر خاك درگاه خود افكنده اى؛[يعنى تاج خورشيد را بر خاك درگاه خودافكنده اى تا موجب افتخار و سرافرازى خورشيد گردد و خورشيد احساس بزرگى كند كه بر خاك درگاه تو افتاده است!]

13

نصره الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را

از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی

معنی بیت 13

نصرت الدين شاه يحيى،آن كه از لبه ى شمشير آتشين خود،دشمن سرزمين را در آب انداخته و نابود كرده است.[شمشير شاه را از آن رو كه بسيار بران و كشنده است به آتش مانند كرده است.[نصرت الدين شاه يحيى از حاكمان شيراز بوده است.نيز بنگريد به شرح غزل 421 .] **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری

ribbon-bottom
🎧
خوانش صوتی غزل

معنی ابیات غزل شماره 433

معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» می‌توانید آن را باز یا بسته کنید.

معنی کلمات غزل

خط مشکین: موی تیرهٔ چهره؛ عارض: رخسار؛ خلخ: سرزمینی شناخته‌شده با زیبارویان؛ گردان: پهلوانان؛ اورنگ: تخت؛ مالک رقاب: فرمانروای مسلط بر بندگان؛ جناب: آستان.

توضیحات غزل

توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
خطّ چهره همچون نقابی بر ماه و سایه‌ای بر آفتاب تصویر شده است. قدرتِ زیبایی با شکارِ دل و شرمنده کردنِ حور و پری بیان می‌شود. بخش پایانی زبانِ عاشقانه را به مدحِ نصرت‌الدین شاه یحیی پیوند می‌دهد و از شکوهِ فرمانروایی او سخن می‌گوید.

یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخش‌های متفاوت: «و از حیا حور و پری را در حجاب انداختی»؛ «و از برای صید دل در گردنم زنجیر زلف». این ضبط‌ها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخه‌برداری ثبت شده‌اند؛ لزوماً همهٔ آن‌ها ضبط نامعتبر نیستند.

برداشت نمادین از غزل

این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیش‌بینی قطعی آینده تفاوت دارد.

انسانی عادل و حق بین هستید دل و زبانتان یکی است. اگر کسی خوبی در حق تان کند چند برابر جواب آن خوبی را می دهید. حجب و حیاء شما فرشتگان را حیران می کند. هر چیزی را که طلب می کنید آنا به دست خواهید آورد. برای کوچکترین نعمت خدا شکر به جا می آورید و در عین خشم و غضب چون آب سرد و زلالید.

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا