ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هستی
معنی بیت 1
اى دل،يك دم از عشق و مستى خالى مباش؛آنگاه،آسوده خاطر برو؛زيرا كه از دغدغه ى هستى و نيستى رها شده اى!
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هستی
اى دل،يك دم از عشق و مستى خالى مباش؛آنگاه،آسوده خاطر برو؛زيرا كه از دغدغه ى هستى و نيستى رها شده اى!
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی بهتر ز خودپرستی
تا زمانى كه جان بر تن دارى مشغول كار عشق او باش؛هر قبله اى را بپرستى از خود پرستى بهتر است!
با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش
بیماری اندر این ره بهتر ز تندرستی
با وجود ضعف و ناتوانى،مانند نسيم خوش باش؛زيرا كه در راه عشق،بيمارى بهتر از تن درستى است.
در مذهب طریقت خامی نشان کفر است
آری طریق دولت چالاکی است و چستی
در مذهب سير و سلوك،خامى و ناپختگى نشانه ى كفر ورزيدن است.آرى لازمه ى راه نيك بختى،چابكى و فرزى است.
تا فضل و عقل بینی بیمعرفت نشینی
یک نکتهات بگویم خود را مبین که رستی
تا زمانى كه فضل و عقل خود را مى بينى و فريفته ى آن مى شوى،اهل معرفت نخواهى بود؛ يك نكته با تو مى گويم:خودبين مباش؛به يقين رستگار مى شوى.
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
در آستان جانان،حتى از آسمان مترس؛وگرنه از اوج سربلندى به خاك پستى و مذلت مى افتى.[يعنى اگر به آستان جانان رسيدى،به والاترين مقام رسيده اى و بنابراين از هيچ چيز حتى ازآسمان هم مترس!]
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
اگرچه خار موجب رنج و كاهش جان است،گل به جاى او پوزش مى خواهد.بنابراين تحمل تلخى شراب در كنار لذت ناشى از مستى،آسان است.
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز
ای کوته آستینان تا کی درازدستی
صوفى شراب مى نوشد و حافظ از شيشه ى شراب مى پرهيزد.اى صوفيان كوتاه آستين تا كى مى خواهيد دراز دستى و از حد خود تجاوز كنيد؟ **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
طریقت: راه سلوک؛ خامی: ناپختگی؛ چستی: چابکی؛ قرابه: ظرف بزرگِ شراب؛ پیالهپیما: بادهنوش؛ کوتهآستین: وصف اهل زهد؛ درازدستی: تجاوز و زیادهروی.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
غزل عشق را راهِ رهایی از خودپرستی میداند. ضعفِ عاشق در این راه با ارزشگذاریِ معمولِ توانایی متفاوت است و دانشِ آمیخته با خودبینی مانع معرفت شمرده میشود. بیت پایان با طنز، دعوی و رفتارِ اهل زهد را زیر سؤال میبرد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.