جستجو در ابزارها

ورود و ثبت نام

با شماره موبایل خود وارد شوید یا حساب بسازید.

ادبیات و شعر

غزل شماره 4 سعدی - شب فراق نخواهم دواج ديبا را

شب فراق نخواهم دواج ديبا را

تعداد بیت
11
زمان مطالعه تقریبی
2 دقیقه
1

شب فراق نخواهم دواج ديبا را

که شب دراز بود خوابگاه تنها را

2

ز دست رفتن ديوانه عاقلان دانند

که احتمال نماندست ناشکيبا را

3

گرش ببيني و دست از ترنج بشناسي

روا بود که ملامت کني زليخا را

4

چنين جوان که تويي برقعي فروآويز

و گر نه دل برود پير پاي برجا را

5

تو آن درخت گلي کاعتدال قامت تو

ببرد قيمت سرو بلندبالا را

6

دگر به هر چه تو گويي مخالفت نکنم

که بي تو عيش ميسر نمي شود ما را

7

دو چشم باز نهاده نشسته ام همه شب

چو فرقدين و نگه مي کنم ثريا را

8

شبي و شمعي و جمعي چه خوش بود تا روز

نظر به روي تو کوري چشم اعدا را

9

من از تو پيش که نالم که در شريعت عشق

معاف دوست بدارند قتل عمدا را

10

تو همچنان دل شهري به غمزه اي ببري

که بندگان بني سعد خوان يغما را

11

در اين روش که تويي بر هزار چون سعدي

جفا و جور تواني ولي مکن يارا

پرسش های رایج

پرسش های رایج

آیا می توان غزل سعدی را با یک مصرع پیدا کرد؟

بله. در بخش جستجو، شماره غزل، مصرع یا واژه ای از متن شعر را وارد کنید؛ یا غزل را از فهرست انتخاب کنید.

آیا شماره غزل در همه نسخه های دیوان یکسان است؟

شماره این صفحه مربوط به ترتیب همین مجموعه است. برای تطبیق با نسخه دیگر، مصرع آغازین و متن شعر را هم مقایسه کنید.

آغاز غزل شماره 4 سعدی چیست؟

شب فراق نخواهم دواج ديبا را

نظرات شما

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

گزارش خطای ابزار

غزلیات سعدی

مشکل را همراه با مراحل ایجاد آن توضیح دهید.

0 / ۵۰۰۰

نمایش تصویر