جستجو در ابزارها

ورود و ثبت نام

با شماره موبایل خود وارد شوید یا حساب بسازید.

ادبیات و شعر

غزل شماره 6 سعدی - مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا

مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا

تعداد بیت
11
زمان مطالعه تقریبی
2 دقیقه
1

مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا

گر تو شکيب داري طاقت نماند ما را

2

باري به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

3

سلطان که خشم گيرد بر بندگان حضرت

حکمش رسد وليکن حدي بود جفا را

4

من بي تو زندگاني خود را نمي پسندم

کآسايشي نباشد بي دوستان بقا را

5

چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد

آب از دو چشم دادن بر خاک من گيا را

6

حال نيازمندي در وصف مي نيايد

آن گه که بازگردي گوييم ماجرا را

7

بازآ و جان شيرين از من ستان به خدمت

ديگر چه برگ باشد درويش بي نوا را

8

يا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت

چندان که بازبيند ديدار آشنا را

9

نه ملک پادشا را در چشم خوبرويان

وقعيست اي برادر نه زهد پارسا را

10

اي کاش برفتادي برقع ز روي ليلي

تا مدعي نماندي مجنون مبتلا را

11

سعدي قلم به سختي رفتست و نيکبختي

پس هر چه پيشت آيد گردن بنه قضا را

پرسش های رایج

پرسش های رایج

آیا می توان غزل سعدی را با یک مصرع پیدا کرد؟

بله. در بخش جستجو، شماره غزل، مصرع یا واژه ای از متن شعر را وارد کنید؛ یا غزل را از فهرست انتخاب کنید.

آیا شماره غزل در همه نسخه های دیوان یکسان است؟

شماره این صفحه مربوط به ترتیب همین مجموعه است. برای تطبیق با نسخه دیگر، مصرع آغازین و متن شعر را هم مقایسه کنید.

آغاز غزل شماره 6 سعدی چیست؟

مشتاقي و صبوري از حد گذشت يارا

نظرات شما

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

گزارش خطای ابزار

غزلیات سعدی

مشکل را همراه با مراحل ایجاد آن توضیح دهید.

0 / ۵۰۰۰

نمایش تصویر