رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره 611 سعدی - جمعي که تو در ميان ايشاني

غزل‌های سعدی را با جست‌وجویی ساده و خوانشی دلنشین مرور کنید.

غزل مورد نظر را انتخاب کنید
غزل سعدی

جمعي که تو در ميان ايشاني

13 بیت · حدود 2 دقیقه مطالعه

ribbon-top
1

جمعي که تو در ميان ايشاني

زان جمع به دربود پريشاني

2

اي ذات شريف و شخص روحاني

آرام دلي و مرهم جاني

3

خرم تن آن که با تو پيوندد

وان حلقه که در ميان ايشاني

4

من نيز به خدمتت کمر بندم

باشد که غلام خويشتن خواني

5

بر خوان تو اين شکر که مي بينم

بي فايده اي مگس که مي راني

6

هر جا که تو بگذري بدين خوبي

کس شک نکند که سرو بستاني

7

هرک اين سر دست و ساعدت بيند

گر دل ندهد به پنجه بستاني

8

من جسم چنين نديده ام هرگز

چندان که قياس مي کنم جاني

9

بر ديده من برو که مخدومي

پروانه به خون بده که سلطاني

10

من سر ز خط تو بر نمي گيرم

ور چون قلمم به سر بگرداني

11

اين گرد که بر رخست مي بيني

وان درد که در دلست مي داني

12

دودي که بيايد از دل سعدي

پيداست که آتشيست پنهاني

13

مي گويد و جان به رقص مي آيد

خوش مي رود اين سماع روحاني

ribbon-bottom

نظرات شما

توجه: شماره موبایل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود
توجه: ایمیل شما در وب‌سایت نمایش داده نمی‌شود

وحید مجیدی صدر

وحید مجیدی صدر

مدیر ارشد فناوری (CTO) مدرس دانشگاه و مجتمع فنی تهران

من وحید مجیدی، مدرس طراحی و برنامه‌نویسی وب با سابقه‌ی تدریس در دانشگاه تهران و مجتمع فنی تهران. در طول سال‌ها فعالیت آموزشی، تلاش کرده‌ام مفاهیم فنی را به‌صورت پروژه‌محور و کاربردی آموزش دهم تا هنرجویان و دانشجویان بتوانند مهارت‌های خود را در محیط‌های واقعی توسعه دهند و به متخصصان کارآمد در حوزه‌ی فناوری تبدیل شوند.

در کنار تدریس، به‌عنوان طراح و برنامه‌نویس وب در توسعه‌ی سامانه‌های نرم‌افزاری، پلتفرم‌های فروش آنلاین و سیستم‌های سازمانی فعالیت دارم. تخصص من در طراحی، توسعه و بهینه‌سازی سامانه‌های تحت وب است؛ از برنامه‌نویسی فرانت‌اند و بک‌اند گرفته تا معماری نرم‌افزار، سئو و زیرساخت‌های DevOps.

سریع و آسان
بدون نیاز به نصب
دسترسی آنلاین
امکان گزارش خطا