دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
معنی بیت 1
دل مرا ربود و روي خو د را از من پنهان كرد . به خاطر خدا انصاف دهيد، چه كسي را مي توان اين گونه بازي داد.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 1 دقیقه مطالعه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
دل مرا ربود و روي خو د را از من پنهان كرد . به خاطر خدا انصاف دهيد، چه كسي را مي توان اين گونه بازي داد.
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطفهای بیکران کرد
(وحشت) شب تنهايي قصد جان مرا كرده بود (كه) تصوير خيالي او لطفهاي فراوان كر د( و مرا از تنهايي نجات بخشيد.
چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد
چرا مانند دلم مالامال خون نباشد كه چشم چون نرگس او با ما بي التفات و سرسنگين است.
که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
كجا باز گو كنم ( با كه باز گو كنم ) كه با اين دردي كه آتش به جانم زده است ، طبيب قصد كشتن من بيچاره را كرده است.
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد
آنگونه چون شمع مرا سوزانيد كه صراحي به حالم گريه كرد و بربط فغان وناله برآورد.
صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد
اي نسيم صبا اگر راه چاره يي به نظرت مي رسد هم اكنون وقت آن فرا رسيده است زيرا درد شوق ديدار او آهنگ كشتن مرا كرده است .
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد
با دوستان مهربان چگونه مي توان بازگو كرد كه يار ما با ما بدين سان سخن گفت و بدين رفتار كرد .
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد
دشمن با جان حافظ كاري را كه تير نگاه چشم آن كمان ابرو كرد، نمي كرد.
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
خدارا … : … به خاطر خدا بگوييد ….، براي خاطر خدا انصاف دهيد ، برا خدا . مرا شب تنهايي …..، شب تنهايي مرا……
نرگس او: چشم نرگس او.
سرگران كرد : سرسنگيني نشان داد.
خونين دل: دلخون ، كنايه از اندوهگين بودن.
بدان سان سوخت: بدان سان سوزانيد.
صراحي و بربط فغان كرد : كنايه از صدايي است كه به هنگام خروج شراب از گلوي تنگ صراحي خارج مي شود و مشابه صداي گريه كردن است و فغان بربط يا صداي تنبور كه به فرياد تشبيه شده است.
وقتِ وقت است: هم اکنون موقع آن است ، مناسب ترین وقت است.
عدو: دشمن.
آن نكردي: دشمن آن نمي كرد.
تير چشم: مژگان چشم ، اشاره و غمزه چشم.
وزن غزل : مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل
بحر غزل :هزج مسد س مقصور
*
پيش از آن گفته شد كه حافظ شيرين سخن ، غزلها عاشقانه خود را نه مانند يك شاعر عاشق دل از دست داده كه به مانند يك شاعر عارف دل آگاه مي سرايد و حاصل كار او با كيفيت ظاهري كلام و رگه هاي ايهام ورد زبان همه عشاق و دردمندان جوامع فارسي زبان در قرون و اعصار خواهد بود . اين غزل يكي از آن نمونه هاست كه هر چند فاقد مفاهيم عرفان است واجد ايهاماتي بوده و به ظن اين ناتوان در دوره جواني و اوايل حكومت امير مبارزالدين و در غياب شاه ابواسحاق سرو ده شده و شاعر در قالب گله مندی از دوري دلدار اشارات وايهاماتي هم به غيبت شاه شيخ ابواسحاق دارد.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.