گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد، گنه ببخشد و دفع وبا کند
معنی بیت 1
اگر بادهفروش نیاز رندان را برآورد، خداوند گناه را میبخشد و وبا را دور میکند؛ شاعر بخشندگی را با امید به گشایش پیوند داده است.
غزلهای حافظ را بر اساس شماره یا عنوان پیدا کنید و بخوانید.
16 مصرع · حدود 2 دقیقه مطالعه
گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد، گنه ببخشد و دفع وبا کند
اگر بادهفروش نیاز رندان را برآورد، خداوند گناه را میبخشد و وبا را دور میکند؛ شاعر بخشندگی را با امید به گشایش پیوند داده است.
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
اى ساقى به همگان جام مساوى بده تا در اين ميان،درويش از روى رشك و حسد فتنه و آشوب برپا نكند.[جام عدل،يعنى پيمانه اى كه محتواى آن در هر نوبت يكسان و برابر است.]
حقا کز این غمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
اگر پويندگان وادى عشق،در حفظ امانت به عهد خود وفا كنند،به يقين مژده ى رهايى و آسودگى از غم و محنت خواهد رسيد.[درباره ى اين امانت بنگريد به شرح غزل 184،بيت سوم.]
گر رنج، پیشت آید و گر راحت، ای حکیم!
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
اى دانشمند،رنج و آسايشى كه در زندگى پيش مى آيد،همه از جانب خداست؛آن ها را به ديگران نسبت مده.
در کارخانهای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیف رای فضولی چرا کند
آفرينش،كارگاهى است كه عقل و دانش به آن راه ندارند؛بنابراين عقل و خرد ناتوان انسان چرا كنجكاوى و فضولى مى كند؟
مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد
وان کاو نه این ترانه سراید، خطا کند
اى مطرب،آهنگى بنواز(تا شاد باشيم)زيرا كه هيچ كس بى اجل نمى ميرد،و كسى كه اين ترانه را نسرايد،خطا كرده است.[اين ترانه،همان اعتقاد به فرا رسيدن اجل است.يعنى كسى كه به اين اصل معتقد نباشد كه كسى بى اجل نمى ميرد و در نتيجه شادى نكند،راه خطايى رفته است!]
ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
ما را-كه درد عشق و بلاى خمار كشت-يا ديدار دوست يا شراب صاف،معالجه مى كند. [علاج درد ما يا شراب صافى يا ديدار دوست است.]
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
عمر در سر شراب رفت و حافظ در آتش عشق سوخت!مسيحا نفسى كجاست كه ما را دوباره زنده كند؟[عيسى دم،يعنى آن كه مانند عيسى با نفس خود مردگان را زنده كند.] **** دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری
معنی هر بیت در کنار همان بیت آمده است؛ با کلیک روی «معنی بیت» میتوانید آن را باز یا بسته کنید.
جام عدل: جامی که با انصاف و به اندازه بخشیده شود؛ غیرت: در اینجا رشک و حسادت؛ سالک: رهروِ راه معرفت؛ اجل: پایان مقررِ زندگی؛ پرده: مقامِ موسیقی؛ احیا: زنده کردن؛ عیسیدم: جانبخش.
توضیح ادبیِ افزوده در بازبینی (نقل از شرح جلالی نیست):
غزل بخشندگی و عدالت را در برابر محرومیت میگذارد و از وفای به عهد سخن میگوید. در بیتهای میانی، محدودیت عقل در فهم تقدیر با دعوت به موسیقی و آرام گرفتن همراه میشود. «عیسیدم» در پایان، آرزوی حضورِ یاری جانبخش است.
یادداشت مقابلهٔ متن: متن این غزل با گنجور مقابله شده است. ضبط پیشینِ بخشهای متفاوت: «ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند»؛ «گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم»؛ «وان کو نه این ترانه سراید خطا کند». این ضبطها برای مراجعه به اختلاف نسخه یا خطای نسخهبرداری ثبت شدهاند؛ لزوماً همهٔ آنها ضبط نامعتبر نیستند.
این بخش، برداشت سرگرمی و تأمل شخصی است؛ با معنی ادبی ابیات و پیشبینی قطعی آینده تفاوت دارد.